تحدّى
پيشتر گفتيم كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله با قرآن ، دشمنان خود را به مبارزه فراخواند . ترديدى نيست كه به مبارزه طلبيدن در صورتى درست است كه شخص موردنظرى كه به تحدّى فراخوانده مىشود ، توان انجام آن كار را داشته باشد . نظير اينكه از كسىكه دست سالم دارد بخواهى تا آن را روى سرش بگذارد و يا پرى را از روى زمين بردارد . امّا اگر از شخص بىسواد بخواهى كه بخواند و از غيرپزشك بخواهى تا بيمار را مداوا كند و يا از فردى كه شاعر نيست بخواهى تا شعرى بسرايد ، اين كار تحدّى نخواهد بود . محمّد صلّى اللّه عليه و إله دشمنان را دربارهء چيزى به تحدّى فراخواند كه در توانشان بود و آن عبارت بود از : سخن ؛ ولى آنان در اين تحدّى ناتوان ماندند و همين ناتوانى موجب شد تا معجزه بودن قرآن ثابت شود .
سؤال : شايسته است قرآن دربارهء كسىكه در زبان عربى بلاغت دارد معجزه باشد ، نه دربارهء كسىكه اين زبان را نمىداند و يا اينكه مىداند ؛ ولى ناآشنا به قوانين بلاغت است ؟
پاسخ : قرآن به سبب اينكه سخن خداست معجزه مىباشد ، هم براى عربزبان و هم براى غيرعربزبان . و ما اين اعجاز را تنها از راه ناتوانى عربزبان بليغ بهدست مىآوريم و مىشناسيم . چنانكه از ناتوانى قهرمان شناى جهان در درياى طوفانى ، به ناتوانى ديگران نيز پىمىبريم البتّه ، با فرض اينكه وى قهرمان اوّل شنا در جهان باشد . به تعبير ما فقها : ناتوانى عربزبان بليغ ، سبب شناخت معجزه بودن قرآن است ، و اين ، نه جزء آن است و نه شرط آن .
آيا محمّد صلّى اللّه عليه و إله غير از قرآن معجزهاى دارد ؟
برخى براين باورند كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله جز قرآن معجزهاى ندارد ؛ امّا من موافق با كسانى