تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
مؤمنان و نعمت‌ها و پاداش‌هايى كه در انتظار ايشان است ياد مىكند ، زيرا شيوهء قرآن چنين است كه به منظور تأثير ارشاد و اندرز ، تشويق را در كنار بيم دادن و وعده را در كنار تهديد مىآورد . بسيارى از مفسّران براين عقيده‌اند كه ضمير در
« مِثْلِهِ »
به قرآن برمىگردد و معناى آن اين است كه سوره‌اى بياوريد كه اسلوب و ويژگىها و خصوصيات قرآن را داشته باشد . برخى مىگويند : ضمير
« مِثْلِهِ »
به
« عَبْدِنا »
يعنى محمّد صلّى اللّه عليه و إله برمىگردد و معنايش اين است كه فردى بياوريد كه همانند محمّد صلّى اللّه عليه و إله بىسواد باشد و بتواند همانند قرآنى كه او نقل مىكند بياورد . در هر دو نظريّه ، معناى آيه درست و روشن است ؛ ولى نظريّهء اوّل مشهورتر و آشكارتر مىباشد ؛ زيرا خدا فرموده است :
« إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا »
و نگفته : « إن ارتبتم فى محمّد » . باوجود اين ، نظريّهء دوم ، دليل نيرومندى دارد ، زيرا اگر فرض كنيم كه دانشمند توانايى بتواند سخنى به اسلوب قرآن بياورد ، اين عمل او نقض تحدّى محسوب نمىشود ؛ چراكه تحدّى به موردى اختصاص دارد كه فردى بىسواد بتواند همانند قرآن بياورد نه دانشمندى توانا . مراد از « وقود » ، هرچيزى است كه به وسيلهء آن آتش برافروخته مىشود ، و مراد از « ناس » گناهكاران مىباشند و مقصود از « حجارة » بت‌هايى است كه مشركان آنها را مىپرستيدند .

راز اعجاز قرآن

نبوت ، نوعى نمايندگى است ميان خدا و خلق او ، و خدا اين سمت را به هريك از بندگانش كه صلاح بداند عطا مىكند تا او آن چيزهايى را كه آنان به دانستن آنها نياز دارند از سوى پروردگار به آنان برساند . خدا هر پيامبرى را با بيّنهء آشكار و روشن بر اثبات راستگويى در ادّعاى نبوتش تقويت كرده است ، تا اين بيّنه حجّتى باشد عليه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 163 | محمد جواد مغنية