بكند ، درحالىكه علم غيب راز نهفتهء اوست ؟ بهعلاوه ، خداوند كسانى را كه دربارهء قرآن نمىانديشند نكوهش مىكند و مىفرمايد :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها ؛
« 1 » آيا در قرآن نمىانديشند يا بر دلهايشان قفلهاست ؟ »
برخى مىگويند : فواتح السور ، نام سوره است . برخى مىگويند : نامهاى خداوند است . برخى مىگويند : نامهاى محمّد صلّى اللّه عليه و إله است . برخى ، نظريّات ديگرى را ابراز داشتهاند .
نظريّهاى كه به واقعيّت و فهم نزديكتر مىباشد ، اين است : خداوند پس از آنكه كافران و دشمنان را به مبارزه با قرآن فراخواند و آنان از آوردن سخنى همانند قرآن ، يا همانند ده سورهء آن و يا همانند يك سورهء آن ناتوان ماندند ، با ذكر اين حروف ( الم ) و نظاير آن ، بدين مطلب اشاره كرد كه اين كتاب اعجازآميز ( قرآن ) از همين حروفى كه در دسترس كودكان و بىسوادان قرار دارد تأليف شده است . در اين صورت ، ناتوانى شما دليل قاطعى است بر وجود يك رمز و اين رمز ، تفسير ديگرى ندارد ، جز اينكه بگوييم اين قرآن وحى آسمانى است و نه ساخته و پرداختهء دست بشر .
ذلِكَ الْكِتابُ .
« ذلك » اسم اشاره و محلّ آن رفع است بنابراينكه مبتداست .
« كاف » براى تعظيم مىباشد و نه براى دور ؛ نظير اين سخن : « أنا ذلك الرجل ؛ من همان مردم » . مراد از « كتاب » ، قرآن است . نفى ترديد از قرآن بدين معناست كه اين كتاب ، راست و برحق مىباشد . ناتوانى كافران از ساختن همانند قرآن ، ايجاب مىكند كه اگر آنان طالب حقند نبايد دربارهء آن هيچگونه ترديدى به خود راه دهند .
قرآن و علم جديد
جملهء
« هُدىً لِلْمُتَّقِينَ » ،
آشكارا دلالت دارد براينكه در قرآن نبايد به دنبال علم تاريخ ، فلسفه ، علومطبيعى و رياضى و امثال آنها رفت ، بلكه تنها هدايت انسان ،
هامش
( 1 ) . محمّد ( 47 ) آيهء 24 .