سجده مىكرد و به زارى مىپرداخت . اصحاب حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله گفتند : اى پيامبر خدا ، اين عابد چهقدر خوب نماز مىخواند ! پيامبر فرمود : اين همان كسى است كه پدر شما را از بهشت بيرون كرد .
هدف از اين لطيفه يا افسانه آن است كه انسان نبايد از ظاهر زهد و عبادت فريب بخورد .
مىگويند : يكبار وقتى حضرت موسى عليه السّلام براى مناجات با پروردگارش به سوى طور روانه شد ، ناگهان به ابليس برخورد . ابليس گفت : اى كليم اللّه ، به كجا مىروى ؟
موسى : به سوى پروردگارم مىروم تا از او دستورهايى بگيرم و من مىتوانم در پيشگاه خدا واسطه شوم تا تو را ببخشد ، امّا شرطش اين است كه از گمراه كردن ديگران دست بردارى .
ابليس : من نه از تو درخواست شفاعت مىكنم و نه از كسى ديگر ، بلكه برخداست كه از من رضايت بخواهد [ نعوذ باللّه ] .
موسى : اى كافر ملعون ، سخن زشتى گفتى .
ابليس : چرا اى كليم اللّه ؟ من چه گناهى دارم ؟ خدا از من خواسته تا آدم را سجده كنم و من از شدّت اخلاصى كه به او دارم ، به جز او ديگرى را سجده نمىكنم ، مگر اين اخلاص من گناه است ؟
موسى : اين سخنان كه تو مىگويى مغالطه و بازى با كلمات است و به دردت نمىخورد و فردا خواهى ديد كه چه بر سرت مىآيد .
ابليس : تو نيز فردا ( قيامت ) خواهى ديد كه من چه خواهم كرد .
موسى : چه كار مىكنى ؟
ابليس : از خدا مىخواهم كه به وعدهاش وفا كند و اين سخن او را هم دليل مىآورم : « رحمت من همه چيز را فراگرفته است » . « 1 » من نيز « چيزى » هستم ، پس بايد
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 156 .