تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
مىخواند ، گويى خود ، لعنت خدا را براى خود مىخواند . خدا مىگويد : « لعنت خدا ، ملايكه و تمام مردم بر آنان باد » . « 1 »

حكم استعاذه

پيش از قرائت قرآن ، گفتن استعاذه عملى مستحب است نه واجب ؛ امّا امر به استعاذه همانند امر به شستن دست و گفتن « بسم اللّه » پيش از صرف غذاست . اگر استعاذه واجب مىبود ، بايد در نماز واجب بود همچنان‌كه قرائت حمد و سوره واجب است ؛ ولى اجماع بر عدم وجوب آن است . صاحب مفتاح الكرامه مىگويد : « هيچ‌كس با استحباب استعاذه مخالفت نكرده ، جز ابن جنيد . فقها نظريّهء او را شاذ و غريب دانسته‌اند » .

منطق ابليس

به مناسبت استعاذه و پناه‌بردن از شرّ شيطان به خدا ، به افسانه‌هايى كه به ابليس نسبت داده مىشود اشاره مىكنيم ؛ زيرا اين افسانه‌ها تصوير روشنى است از بسيارى از مردم عصر حاضر ، به‌ويژه فرصت‌طلبان - از هر صنفى كه باشند - در مغالطه‌ها و بازىهايشان با كلمات ، تا ايجاد شبهه كنند و حقايق را پنهان سازند . ما در نقل اين افسانه‌ها ، تنها در انشاى كلمات دخل و تصرّف كرديم ؛ امّا مضمون و محتوا را حفظ نموديم . گفته مىشود كه ابليس به خدا گفت : روا نيست كه مرا به سبب سجده‌نكردن به آدم مجازات كنى . خدا : براى چه ؟ ابليس : اگر حقيقتا از من سجده مىخواستى ، مرا به آن مجبور مىكردى .
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 87 .