آن چنان كه بايد آنان را ارزشيابى كند به بيان وضع آنان در آغاز اسلام مىپردازد و از كفر و نفاق آنان سخن مىگويد كه عربهاى باديهنشين به سبب دور بودنشان از شناخت رسالت از ديگر عربها در كفر و نفاق بيش بودند و از فهم حقايق دين و التزام شريعت هر چه ناآگاهتر .
در آنجا فرقهاى از همين عربها بودند كه مىپنداشتند كه ، انفاق كردنشان در راه خدا نوعى ضرر و زيان است و از اين رو مىكوشيدند هر چه بيشتر خود را به سويى كشند و از اداى پشيزى هم خوددارى ورزند و تا به زعم خود برايشان مزاحمى نباشد منتظر نزول بلا بر مسلمانان بودند و همواره چنين مىخواستند . خداوند تعالى سخن آنان مىشنيد و از راز دلشان آگاه بود .
ولى گروهى ديگر از اعراب بودند كه به خدا و پيامبرش ايمان داشتند و از گردنههاى بخل و جهل گذشته بودند و اموال خويش در راه خدا انفاق مىكردند تا مورد عنايت رسول اللَّه واقع شوند و او در حق ايشان دعاى خير كند . خداى تعالى پاداش ايشان فراوان كند و آنان را به آستان گستردهء رحمت خود وارد گرداند . كه او آمرزنده و مهربان است .
/ 263
شرح آيات :
برخى صفات اعراب
[ 97 ] انديشهء واپس ماندهء جاهلى ستايشگر زندگى در باديه و تحمل دشواريها و صحنههاى وحشت آور آن بود . يكى از ايشان گويد :
فمن تكن الحضارة أعجبته * فايّ رجال بادية ترانا
اسلام آمد و به اهميت شهرها و زندگى شهرنشينى تأكيد كرد ، و اين آيه نازل شد و موضع و موقف ساكنان باديه را كه از آنان به اعراب تعبير مىكند مشخص ساخت .
اين توضيح ضرورى است كه اعراب جمع اعرابى است و اعرابى عربى است كه در باديه سكونت دارد قرآن در اعراب باديهنشين دو صفت بيان داشته است : شدت در كفر و