تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
خدايى كه هم به گذشته آگاه است و هم به آينده و راز دلها را مىداند و در وراى هر عملى كه بنده انجام مىدهد نيت نيك و بد او را مىبيند بنا بر اين شما نمىتوانيد اعمال فاسد و ناپسند خود را به ظاهر بياراييد و با پوزش خواستنهاى بيهوده توجيه كنيد .
فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
تا از نتيجهء اعمالتان آگاهتان سازد . »

ديد دينى و اسلامى

از اين آيه برمىآيد كه مؤمنان صادق از ديدى مبتنى بر دين برخوردارند و اين ديد به آنان امكان مىدهد كه منافقان را از مؤمنان بشناسند . از مظاهر اين ديد ، نگريستن به هر فردى است از خلال تاريخ گذشتهء او و نقشه‌هايى كه براى آينده دارد ، بدون توجه به اقوال و توجيهاتش . از آنجا كه منافق فردى سست ريشه است و بر حسب موقعيتهايى كه پيش مىآيد رنگ به رنگ شود نمىتوان يقين كرد كه در آينده راه ديگرگون خواهد كرد و دست از نفاق برخواهد داشت . او خود را در زير پرده‌اى از سخنان تو خالى و / 259 دروغ پنهان مىكند و همواره گفتار را جانشين كردار خود مىسازد . و همين امر سبب مىشود كه جمعى ساده‌دلان سخن آنان باور كنند ولى مؤمن واقعى به عمل منافق توجه دارد نه به سخن و ادعاهاى او و چون چنين است هرگز فريب او نخواهد خورد و اين فريب خطرى است عظيم ؛ خطرى كه متأسفانه بعضى از ملل اسلامى به آن گرفتار شده‌اند . اينان چشم به اعمال طاغوت زمان خود دوخته‌اند . اگر او به شرق متمايل شود همه به شرق متمايل مىشوند و مىبينى كه روزنامه نويسان مزدور زبان به مدح و ثناى او مىگشايند و اگر به طرف غرب متمايل شود ، همه غربگرا مىشوند و تيرهاى تهمت خود به سوى شرق روان مىدارند . چونان حاكم نيشابور كه روزى از خادم خود بادنجان خواست و خادم در ستايش بادنجان هر چه توانست سخنورى كرد ولى حاكم ، تصميم خود ، ديگر كرد و گفت كه بادنجان خوب نيست ، خادم هم زبان به نكوهش بادنجان گشود . حاكم بر او بانگ زد كه چه مىگويى ؟ مگر تو نبودى كه