تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
1 . شخصى در زمانىكه قانون سرقفلى نبوده مغازه‌اى را از مالكش با موجودى اجناسش با منافع خريدارى و اجاره مىنمايد ، آيا به اين شخص در حال حاضر سرقفلى تعلق مىگيرد يا نه ؟ بسمه تعالى ، بعد از تمام شدن مدت اجاره ، مالك مىتواند از مستأجر مطالبهء سرقفلى كند ؛ ولى مستأجر در فرض مرقوم ، استحقاق سرقفلى ندارد . 2 . شخصى در زمان طاغوت مغازه‌اى را از مالكش با موجودى اجناسش با منافع خريدارى و اجاره مىنمايد و شرط مىكند كه مغازه را به كسى واگذار ننمايد . هر موقع خواست مغازه را ترك كند . مغازه را با همان شرطى كه خريدارى كرده به صاحبش واگذار نمايد و مالك هم قولًا اين شرط را قبول مىنمايد ؛ آيا از نظر شرع مقدس اسلام اين شرط درست است يا نه ؟ بسمه تعالى ، مانع ندارد . 3 . مالكى مغازه‌اى را طبق قراردادنامه‌اى با گواهى چند نفر كه زير قراردادنامه را امضا كرده‌اند ، به كسى در قبال ماهى فلان مبلغ اجاره مىدهد و مستأجر از روى اين قراردادنامه اجارهء هر ماه را طى چك به نام خود مالك پرداخته و مالك آن‌ها را وصول مىنمايد . حال مالك از موقعيت اسلامى سوء استفاده نموده و شكايت نموده و ادعا مىكند كه من راضى نيستم و شما به غصب در مغازهء من نشسته‌اى . آيا شكايت و ادعاى مالك با در نظر گرفتن دريافت اجاره‌بها از نظر شرع مقدس اسلام درست است يا نه ؟ بسمه تعالى ، اگر شكايت و ادعايى دارد ، مىتواند در دادگاه‌هاى شرعى مطرح كند . 4 . مستأجرى حدود بيست و پنج سال با داشتن اجاره‌نامه در مغازه‌اى نشسته و در آن‌جا كاسبى مىنمايد و اجاره‌اش را ماه به ماه پرداخت مىنمايد ؛ حال به صرف اين‌كه مالك مىگويد من راضى نيستم و بايد مغازه را تخليه نمايى ، آيا در اسلام حكمى يا قانونى نسبت به مستأجر بيان شده يا نه ؟ بسمه تعالى ، بعد از تمام شدن مدت اجاره ، مالك مىتواند از مستأجر مطالبهء تخليه نمايد . [ سؤال 11632 ] 66872130 بسمه تعالى 4 / 7 / 1361 محضر محترم حضرت امام خمينى ، دامت بركاته ، محترماً به‌استحضار مىرساند كه : اين‌جانب در سال 1347 شمسى شش‌دانگ زمين ، شامل چهارباب مغازه و يك گاراژ ، واقع در شهرستان اهواز را در مقابل مبلغ سى هزار ريال در رهن شخصى قرار