واردات را از حق تعالى ديد و متصرّفى در خود و عالَم جز او نديد ، پس صبر او صبر على اللَّه شود ؛ بلكه تمام بليّات و مصيبات را جلوههاى اسماء و صفات بيند . و همانطور كه اهل حجاب بر بليّات صبر كنند ، اينان بر خدا و شؤون اسمائيه يا ذاتيه او صبر كنند .
و امّا صبر في اللَّه ، پس آن از براى اهل حضور است كه مشاهده جمال اسمائى كردند . پس در آن مشاهدات و جلوات هر چه صبر كنند و دل را از استهلاك و اضمحلال نگه دارند ، صبر في اللَّه است .
و امّا صبر مع اللَّه ، پس آن براى مشاهدين جمال ذات است كه از مقام مشاهدهء جمال اسمائى بيرون رفته و به مشاهدهء ذاتى رسيدهاند . آنها هر چه در اين جلوات صبر كنند و خودنگهدار شوند ، صبر مع اللَّه است ، و پس از اين ، مقام استهلاك و فناء است كه اسم و رسمى از سالك و صبر و سلوك نيست .
وامّا صبر عن اللَّه ، پس آن صبر مشتاقين و محبوبين جمال است كه پس از ارجاع آنها به مملكت خود ناچار بايد صبر كنند و از جمال جميل براى اطاعت خود او محجوب باشند ، و اين اشقّ مراتب صبر است ، و شايد يك معنى « ما اوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ ما اوذِيتُ » « 1 » همين باشد ؛ زيرا هر چه محبّت و عشق زيادتر باشد ، صبر بر مفارقت بيشتر است ؛ چنانچه على - عليه السلام - نيز گويد : « وَهَبْني صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ ، فَكَيْفَ أصْبِرُ عَلى فِراقِكَ » « 2 » ، و چون دست كوتاه ما محجوبان از درازكردن به شاخسار بلند مقامات اولياء قاصر است ، بيش از اين زباندرازى روا نيست .
هامش
( 1 ) - « هيچ پيامبرى مانند من ، اذيت نشد » . ( بحار الأنوار ، ج 39 ، ص 56 ، باب 73 ، حديث 15 )
( 2 ) - « خداوندا ، گيرم كه بر عذاب تو صبر كنم ، پس چگونه بر فراق تو صبر نمايم ؟ ! » . ( إقبال الأعمال ، ص 222 ، دعاى كميل )