تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
متعرض به آنها نباشد ، و آن در صورتى است كه دامنهء طاعت را وسيع‌تر كنيم تا به حقايق و سراير توحيد رسد . پس در اين صورت ، ثواب و اجر صاحب آن در تحت ميزان درجه‌بندى نيايد ، و سعهء درجه و كثرت آن از ساحت قدس او دور باشد ، و اجر او على اللَّه و بلكه خود « اللَّه » باشد ؛ چنانچه دربارهء آنان وارد است كه نظر به جنّات و نعيم آن نكنند « 1 » . و قلب سليم كه در آن غير خدا نباشد البته در آن جهان هم - كه نشئهء ظهور ملكات و سرائر قلب است - در آن غير خدا نخواهد بود .
در ضمير ما نمىگنجد به غير از دوست كس * هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس « 2 »
و شايد آيه شريفه :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 3 » نيز اشاره به مقام اين‌طور اشخاص و كُمَّل از اولياء باشد ؛ زيرا صاحب نفس مطمئنّه مخاطب شده به رجوع به ربّ خود او - كه البته حق تعالى است - بىصبغهء اسماء ، و راضى و مرضىبودن ، جذبهء حبيب و محبوبى است كه خود مركب سير الى اللَّه است و نتيجهء دخول در جرگهء عباداللَّه است كه از تمام صبغه‌ها مبرّا ، و به حقيقت اخلاص موصوفند ، و ثمره آن دخول در جنّت ذات كه جنّت لقاءاللَّه است مىباشد .
هامش
( 1 ) - « اشاره است به رواياتى كه عبادت احرار و آزادگان را براساس محبت خداوند مىداند » . ( ر . ك : الكافي ، ج 2 ، ص 84 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب العبادة » ، حديث 5 ؛ نهج البلاغة ، ص 510 ، حكمت 237 ) ( 2 ) - ديوان حافظ ، ص 391 ، غزل 324 . ( 3 ) - « اى روح آرامش يافته ، خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت بازگرد ، و در زُمره‌بندگان من داخل شو ، و به بهشت من درآ » . ( الفجر ( 89 ) : 27 - 30 )