اگر خدا صحّت را بدهد ، آن را بهتر مىخواهيم ؛ و اگر مرض را بدهد ، آن را بهتر مىخواهيم ؛ و اگر فقر را بدهد ، آن را بهتر ؛ و اگر غنا دهد آن را بهتر مىخواهيم » « 1 » .
شايد جابر از جهت آنكه به خود اطمينان نداشته كه در حال صحّت و سلامت و غنا و خوشى بتواند قلب خود را نگهدارد بهطورى كه اقبال قلبى به دنيا پيدا نكند و ركون به اين قريه ظالمه ننمايد ، از اين جهت چنين گفته ؛ ولى مقام ولايت مقامى است كه واردات ، در تحت سيطرهء آن واقع مىشود .
اگر تمام ملك جهان را به ولىّ كامل بدهند يا همه چيز را از او بگيرند ، در قلبش اثرى حاصل نشود و هيچ يك از واردات در او تغييرى ندهد .
بالجمله : صبر به اين مرتبه كه ذكر شد ، از مقامات متوسّطين است ؛ و اينكه كمّل از اولياء را گاهى به آن موصوف نمودهاند ، يا صبر به مقامات عاليه را منظور داشتند - چنانچه پس از اين اشاره به آن شود « 2 » - و يا مقصود آن است كه صبر در آلام جسمانيه داشتند كه به مقتضيات طبايع بشريه موجب تأثّر و تألّم است .
فصل دوم در بيان مراتب صبر است
و آن بسيار است كه مراتب كامله آن را در فصل آتيه ذكر مىكنيم « 3 » ، و اينجا
هامش
( 1 ) - أوصاف الأشراف ، ص 60 ؛ جامع السعادات ، ج 3 ، ص 285 ، فصل في مراتب الصبر ؛ أعيان الشيعة ، ج 4 ، ص 46 .
( 2 ) - ر . ك : صفحه 430 .
( 3 ) - ر . ك : صفحه 436 ، فصل سوم از همين مقصد .