تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
پس صبر ، متقوّم به دو امر است : يكى آن‌كه از آن ناملايم كه بر او وارد مىشود كراهت داشته باشد در باطن ، و ديگر آن‌كه خوددارى كند از اظهار شكايت و جزع . و شيخ عارف ، عبدالرزّاق كاشانى گفته : « مقصود از شكايت ، شكايت به غير حق است ، و امّا شكايت به خدا منافات با مقام صبر ندارد ؛ چنانچه أيّوب شكايت به خدا كرد آن‌جا كه گفت :
أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ
« 1 » . با اين وصف ، خداوند درباره او فرمايد :
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
« 2 » » انتهى « 3 » . و ببايد دانست كه صبر - به‌حسب اين مرتبه كه مذكور شد - از مقامات متوسطين است ؛ زيرا مادامى كه نفس از وارداتِ از جانب حق تعالى كراهت دارد و در كمون و بطونش از آنها جزع داشته باشد ، مقام معارف و كمالاتش ناقص است . و مقام ارفع از اين مقام ، مرتبه رضاى به قضاء است كه در واردات بر نفس و بليّات و ناگوارها خشنودى كند و خوشوقت باشد ، و از جان و دل آنچه از جانب محبوب برسد خريدار باشد . در حديث است كه حضرت باقر العلوم در سنّ كودكى از جابر بن عبداللَّه انصارى پرسيد كه : « در چه حالى ؟ » جابر گفت : در حالى هستم كه مرض را بهتر از صحّت مىخواهم ، و فقر را بهتر از غنا مىخواهم . فرمود : « امّا ما اهل‌بيت
هامش
( 1 ) - « شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است » . ( ص ( 38 ) : 41 ) ( 2 ) - « او را بنده‌اى صابر يافتيم ، او كه همواره رو به درگاهِ ما داشت چه نيكو بنده‌اى بود » . ( ص ( 38 ) : 44 ) ( 3 ) - شرح منازل السائرين ، ملّا عبدالرزّاق كاشانى ، ص 195 - 196 .