احتجاب فطرت است به حجابهاى طبيعت و انانيت و خودرأيى و خودسرى و خودخواهى كه همه آنها بر خلاف فطرت الهيه است .
و در اينجا مناسب است كه اين اوراق را نورانى كنيم به ذكر يك حديث از اهلبيت وحى و عصمت :
في الْكافِي ، بِإسْنادِهِ عَنْ سُفْيانَ بْنِ عُيَيْنَةَ ، قالَ : « سَألْتُهُ - أي عن الصادق عليه السلام - عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ :
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
؟ « 1 » قالَ : « القَلْبُ السَّلِيمُ الَّذي يَلْقى رَبَّهُ وَلَيْسَ فِيهِ أحَدٌ سِواهُ » . قالَ : « وَكُلُّ قَلْبٍ فِيهِ شِرْكٌ أوْ شَكٌّ ، فَهُوَ ساقِطٌ . وَإنَّما أرادَ بِالزُّهْدِ فِي الدُّنْيا لِيَفْرُغَ قُلُوبُهُمْ لِلآخِرَةِ » « 2 » .
قلب سليم عبارت از آن قلبى است كه در آن ، غير خدا نباشد ، و از شك و شرك ، خالص باشد ، و اعراض از دنيا - كه مورد سفارش بليغ اولياء خدا است - براى آن است كه قلوب از دنيا فارغ شوند و مهياى آخرت - كه به حقيقت ، مقام لقاءاللَّه است - شوند ؛ بلكه تمام شرايع و اديان و تمام احكام و اخلاق و معاملات و بدايات و نهايات و ارتياضات ، براى تهيه حصول لقاءاللَّه است ، و آن ، مقصد اصلى از همه چيز است ، و تسليم به حقيقت كامله ، كفيل همه اين معانى تواند بود .
هامش
( 1 ) - الشعراء ( 26 ) : 89 .
( 2 ) - سُفْيان بن عُيَيْنَه گفت : از امام صادق عليه السلام معنى گفتهء خداوند را كه ( بجز كسى كه با قلب سليم به پيش خداوند آيد ) پرسيدم . آن حضرت فرمودند : « قلب سليم ، قلبى است كه خدايش را مُلاقات كند و در او جز خدا نباشد . و فرمودند كه : هر قلبى كه در آن شرك يا شك باشد ، ساقط است ، و خداوند خواسته است با زهد در دنيا دلهاى انسانها را براى آخرت فارغ گرداند » . ( الكافي ، ج 2 ، ص 16 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الإخلاص » ، حديث 5 )