و نيز به واسطه همين رابطهء بين روح و قواى ظاهره ، اعمال و اطوار ظاهره ، در روح آثار بسيار روشن به وديعه نهد ، و به واسطهء اعمال خوب و بد و زشت و زيبا ، ملكات حسنه و فاضله و ملكات سيّئه و خبيثه پيدا شود و تشكيل باطن و زمينهء نسخ ملكوتى حاصل شود ، و نكته و سرّ تكرار اذكار و اعمال صالحه ، يكى براى حصول ملكات فاضله است در روح و ملكوت كه با تكرار عمل و ذكر و فكر حاصل شود .
و چون اعمال قبيحه و سيّئه ، شديد التأثير در نفس است - به واسطه آنكه نوعاً مطابق لذّت و شهوت است و از روى حضور قلب و توجه نفس بهجا مىآيد - در شرايع الهيه از آنها شديداً جلوگيرى شده و ترك جميع افراد طبيعت را خواستهاند ، لكن در اعمال حسنه و حسناتِ اذكار و اعمال ، نوعاً به اتيان يك فرد يا چند فرد قانع نشده و تكرار آن را خواستهاند ؛ چون تأثير آنها در روح خيلى بطىء و كم است ، و چون مخالف شهوات و لذّات نفسانى است ، نوعاً از روى بىرغبتى و ادبار نفس بهجا آيد ، و حضور قلب و اقبال روح در آنها نيست ، پس آثار آنها بسيار كم شود در روح و باطن ، و ملكوت نفس از آنها خيلى كم متأثر شود ، و براى اثربخشيدن آنها در روح ، آداب و شرايطى مقرّر شده كه ما بعضى از آنها را در كتاب آداب الصلاة شرح داديم « 1 » .
تا اينجا كه شرح داده شد ، از وجههء عمومى افعال حسنه و سيّئه و بد و خوب و آثار آنها بود .
و امّا در خصوص سخنان لغو بيهوده و كلمات زشت ناشايسته نيز بايد دانست كه آنها بسيار مضرّ به حال روح است ، و نفس را از صفا و صلاح و
هامش
( 1 ) - آداب الصلاة ، امام خمينى قدس سره ، ص 22 .