فصل دوم در بيان مقصود از تؤده و تسرّع
] ظاهر اين است كه مراد از « تُؤَدَه » در حديث شريف - به مناسبت مقابله با « تسرّع » - تأنّى باشد ، و آن عبارت از اعتدال قوّه غضبيه است كه حد افراط آن تسرّع است ؛ چنانچه بعضى محقّقين بزرگ گفتهاند ، و سكونت نفس را از فروع شجاعت شمردهاند « 1 » .
و شايد مراد از آن ، تثبّت بود كه آن نيز از اعتدال قوهء غضب است ، و از فروع شجاعت است ، و آن عبارت از آن است كه نفس در تحمّل شدايد و پيشآمدهاى گوناگون عالم ، خوددار باشد و بهزودى از ميدان درنرود و سبكبارى و سهلانگارى نكند و خفّت و تندى بهخرج ندهد ، و اين اعم است از پيشآمدهاى اخلاقى و روحى يا پيشآمدهاى طبيعى و جسمانى .
نفسى كه داراى ثبات باشد ، از ناملايمات روحى از حوصله بيرون نرود ، و در مقابل ناگوارها پابرجا بايستد و از طمأنينه و ثبات او كاسته نگردد . و شايد آيه شريفهء :
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ
« 2 » اشارت به اين مقام نفس باشد .
و البته تحصيل چنين روحى در جامعه ، از مهمترين امور است ، و در عين حال از مشكلترين كارها است ، و از اين جهت ، در روايت است كه رسول اكرم
هامش
( 1 ) - شرح اصول الكافي ، صدر المتألّهين ، ج 1 ، ص 447 .
( 2 ) - « همراه با آنان كه با تو روى به خدا آوردهاند ، آنچنان كه مأمور شدهاى ، استقامت كن » . ( هود ( 11 ) : 112 )