تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
تسرّع نيز از قلب سرايت به ظاهر كند . و چنين نيست كه جنود عقل و جهل اختصاص به صفات باطنه داشته باشد - چنانچه از تأمّل در حديث شريف معلوم شود - بلكه به‌طور ظاهر و باطن و اوّليت و آخريت ، جميع خيرات از جنود عقل است ؛ چه خيرات باطنه يا ظاهره ، و جميع شرور از جنود جهل است ؛ چه شرور ظاهره يا باطنه ، و نسبت ظاهر به باطن - چنانچه در حكمت متعاليه مقرر شده - نسبت مباين به مباين نيست ، بلكه نسبت كمال و نقص و وحدت در كثرت و كثرت در وحدت است « 1 » ؛ بلكه خودِ تعبير به ظاهريت و باطنيت شايد از همه تعبيرات بهتر باشد . اخلاق نفسانيه ، ظهور حقايق و سراير باطنيه روحيه است ؛ چنانچه اعمال ظاهريه ، ظهور ملكات و اخلاق نفسانيه است ، و از شدّت اتصال و وحدت مقامات نفسانيه ، تمام احكام باطن به ظاهر و ظاهر به باطن سرايت كند . از اين جهت ، در شريعت مطهَّره به حفظ ظاهر و صورت ، خيلى اهميت داده شده است ، حتى در كيفيت نشستن و برخاستن و راه‌رفتن و گفتگو كردن دستوراتى داده شده ؛ زيرا از تمام اعمال ظاهريه ، در نفس و روح وديعه‌هايى گذاشته مىشود كه روح به واسطه آنها تغييرات كلّى حاصل مىكند . اگر انسان در راه‌رفتن شتاب‌زدگى كند ، در روح او نيز توليد شتاب‌زدگى شود ؛ چنانچه روح شتاب‌زده نيز ظاهر را شتاب‌زده كند ، و همين‌طور انسان اگر در اعمال ظاهريه ، وقار و سكينه و طمأنينه را اعمال كند - گرچه با تكلّف و به‌خودبندى - كم‌كم در باطن روح ، اين ملكه شريفه طمأنينه و تثبّت حاصل شود ، و اين ملكه شريفه ، مبدأ بسيارى از خيرات و كمالات است .
هامش
( 1 ) - الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 68 ، و ج 8 ، ص 221 .
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 372 | السيد الخميني / موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ( ره )