تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
صاحب اين فطرت غيرمحجوبه ، در عين حال كه براى جميع مخلوقات تواضع كند ، جز براى حق تعالى تواضع نكند ، و وِجههء قلبش جز به ذات مقدس حق تعالى نيست . و اين تكثير ، عين توحيد ، و اين توجه به خلق ، عين توجه به حق است ، و چون اين خُلق از سرچشمه معرفت و محبّت است ، خود ، عين معرفت اللَّه و محبت اللَّه است . صاحب اين فطرت ، از احدى از مخلوقات ، تملّق و چاپلوسى نكند ؛ زيرا كه مبدأ تملّق ، خودخواهى و احتجاب از حق است . پس به وضوح پيوست كه تواضع از حق و خلق ، از لوازم فطرت مخموره است ، و از اين‌جا معلوم شود كه تكبّر و تملّق ، هر دو از فطرت محجوبه است ؛ زيرا انسان كه به حجاب‌هاى نفسانيه محجوب شد و خودبينى و خودخواهى بر او حكومت كرد ، اين خودبينى مبدأ شود كه براى خود كمالات بسيارى ثابت كند و از مبدأ كمالات غافل شود و ديگران را كوچك شمارد اگر چشم طمع مادى پيش آنها نداشته باشد ، و بزرگ شمارد اگر اين طمع را به آنها داشته باشد ، پس تكبّر كند بر زيردستان و تملّق گويد از اهل دنيا و آنان كه مورد طمع او است . پس همان فطرت كه مَركب سير او ، الى اللَّه است و به واسطه آن براى حق و خلق تواضع كند ، چون احتجاب براى آن رخ داد ، مركب سير او به سوى شيطان و طبيعت شود و به واسطه آن به مردم تكبّر كند و گاهى از آنها تملّق گويد .