تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١

فصل سوم شرح صدر و ضيق صدر

] بدان‌كه از براى تواضع و تكبّر ، موجبات و اسباب بسيارى است كه از جمله آنها شرح صدر و ضيق آن است . انسانى كه داراى شرح صدر باشد ، هر چه از كمال و جمال و مال و منال و دولت و حَشَم در خود ببيند ، به آن اهمّيت ندهد و در نظرش بزرگ و مهم نيايد . سعهء وجود چنين انسانى ، به قدرى است كه بر تمام واردات قلبى غلبه كند و از ظرف وجودش ، هيچ چيز لبريزى نكند ، و اين سعه صدر ، از معرفت حق تعالى پيدا شود ؛ در موادّ مستعدّه لايقه انس با خدا ، قلب را به مقام اطمينان و طمأنينه رساند . و ياد حق تعالى دل را از منازل و مناظر طبيعت منصرف كند و تمام جهان و جهانيان را از نظر او بيندازد و دل‌بستگى به احدى غير از حق پيدا نكند و با هيچ چيز دل‌خوش نكند و همّتش به مرتبه [ اى ] رسد كه تمام عوالم وجود در پيش نظرش نيايد . پس ، هر چه واردات قلبى پيدا كند ، دامن‌گير او نشود و خود را به واسطه آنها بزرگ و بزرگوار نشمارد و هر چه غير از حق و آثار جمال و جلال او است ، در نظرش كوچك باشد ، و اين خود ، منشأ تواضع براى حق شود و به تبع براى خلق ؛ زيرا كه خلق را نيز از حق بيند ، و همين ، منشأ عزّت نفس و بزرگوارى هم شود ؛ زيرا كه روح تملّق كه از نفع‌طلبى و خودخواهى پيدا شود ، در او نيست . پس ، خداخواهى سعه صدر آورد ، و سعهء صدر تواضع و عزّت نفس آورد ، و