نور عظمت و سطوتِ جلال ، مىلرزيد « 1 » ، و از خوف خدا غش مىكردند « 2 » .
رنگهاى مباركشان در وقت نماز ، كه ميعاد حضور اولياء - عليهم السلام - و معراج قرب آنها است ، زرد مىشد « 3 » و پشت مباركشان مىلرزيد و از خود بىخود مىشدند « 4 » .
در ليلهء معراج ، رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه وآله - به مشاهده هر جلوه [ اى ] از جلواتِ عظمت غش مىكرد ، و پس از آن ، از جلوههاى انس و رحمت به هوشش مىآوردند « 5 » . آنجا مقام خوف از چيزى جز عظمت نبود ، و اسم و رسمى از عذاب و عقاب نبود . آنجا فطرت عشق و محبت ، به تمام حقيقت ، و فطرتِ رهبت و رغبت ، به تمام معنا بىشايبهء احتجاب ، حكمفرما در وجودش بود ، و حكم فطرت از حكم حق جدا نبود .
و از اينجا بايد دانست كه جرئت به هر مرتبه كه باشد بىاحتجاب فطرت رخ
هامش
( 1 ) - چنانكه دربارهء حضرت سيّد الساجدين على بن حسين - عليهما السلام - نقل شده كه : « كانَ أعْضاؤه تَرْتَعِدُّ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ » ؛ « اعضاء بدن آن حضرت از خشيت و ترس خدا مىلرزيد » . ( بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 80 )
( 2 ) - چنانكه حالت غشوه براى حضرت امير المؤمنين على بن أبىطالب عليهما السلام بعد از دعاء و مناجات ، دست مىداده است . ( ر . ك : بحار الأنوار ، ج 41 ، ص 12 )
( 3 ) - چنانكه بروز اين حالت براى سبط اكبر پيامبر ، حضرت امام حسن بن على عليهما السلام درهنگام وضو گرفتن نقل شده است . ( ر . ك : بحار الأنوار ، ج 77 ، ص 346 ، حديث 30 )
و همچنين براى سائر ائمّه عليهم السلام نقل شده است . ( ر . ك : بحار الأنوار ، ج 77 ، ص 347 ، حديث 32 )
( 4 ) - بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 55 ، باب 5 ، حديث 4 ؛ و ص 80 ، حديث 75 .
( 5 ) - بحار الأنوار ، ج 79 ، ص 241 ، ادامهء حديث 1 .