پس درجهء اوّلِ از خوف ، خوف از عقاب و عذاب است ، و اين ، خوفِ عامّه است ، و نوع خائفين خوفشان از اين قبيل است .
و ملحق به اين درجه است ، خوف فقدان ثواب و نرسيدن به لذائذ محبوبه ، و اين مرتبه از خوف را نبايد خوف از خداى تعالى محسوب داشت . چنانچه اگر عبادتى نيز از اين خوف به جا آمد ، عبادت خالص نيست ، و در احاديث شريفه فرمودند : « اين عبادتِ بندگان يا مزدوران است » « 1 » .
انسان تا در اسارت نفس و شهواتِ نفسانيه است و خودخواه و خودبين است و بالجمله صبغهء نفسانيه كه صبغة الشيطان است دارد ، نه عبادت و طاعتش عبادة اللَّه شود و نه رهبت و رغبتش رهبت و رغبت مربوط به حق شود ، بلكه تمام اعمال صوريه و معنويه و قلبيه و قالبيهاش نفسانى و منصبغ به صبغهء نفسانيه شيطانيه است .
درجهء دوم ، خوف خاصّه است ، و آن ، خوفِ از عتاب است . اينان خائفِ از آن هستند كه مبادا از ساحت مقدّس مولا دور شوند و مورد عتاب و بىلطفى واقع شوند . اينان از توجه به لذّات حيوانى و شهوات طبيعى دور شدند ، ولى لذّات معنويه در ذائقهء روح آنان هست ، و قرب منزلت و مقام را طالبند ؛ و تا اين طلب براى خود هست ، از رنگ نفسانيت و صبغهء شيطانى ، خالص و خالى نيست ، و عبادات و طاعات اگر بدين مقصد و مقصود پيدا شد ، دين اللَّه كه خالص از شوائب بايد باشد ، نيست ،
أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ
« 2 » .
درجهء سوم ، خوف اخصّ خواصّ است ، و آن ، خوفِ از احتجاب است .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 62 - 63 ، « أبواب مقدّمة العبادات » ، باب 9 ، حديث 1 - 3 .
( 2 ) - « آگاه باش كه دين خالص ، از آن خداست » . ( الزمر ( 39 ) : 3 )