شريفه زيادتر بود ، به مقام مقدّس حق و مرتبه قدس واجبى نزديكتر است ؛ بلكه علم و وجود ، مساوق هستند ، و هر جا شعاع هستى افتاده ، به همان اندازه شعاع نور علم افتاده است . از اين جهت ، خلوّ از تمام حقيقت علم ، خلوّ از تمام حقيقت وجود است ، و خالى از آن ، معدوم مطلق است .
و اين مطلب ، به برهان متين پيوسته است كه دار وجود ، دار علم است ، و ذرّه [ اى ] از موجودات حتى جمادات و نباتات خالى از علم نيستند و به اندازهء حظّ وجودى ، حظّ از علم دارند « 1 » . گرچه از بعض اكابر فلاسفه در باب « اتحاد عاقل و معقول » ظاهر شود كه عالم طبيعت و مادّه ، خالى از عالميت و معلوميت است « 2 » ، به بيانى كه پيش ما تمام نيست ، و ما به برهان لمّى متين ، اثبات اين مطلب را - كه از شؤون توحيد است في الحقيقه - به ثبوت رسانديم « 3 » ، و حق - تبارك و تعالى - در قرآن شريف به اين مطلب ، بسيار اعتناء فرموده و در بسيارى آيات ، صراحتاً اعلان علمِ موجودات و تسبيحِ آنها را از ذات مقدّس حق ، فرموده « 4 » ، و محجوبان ، چون اين مطلب را به وجدان يا برهان درنيافتهاند ، تسبيح را به تسبيح تكوينى حمل كردند « 5 » ، با آنكه تسبيح تكوين ، تسبيح
هامش
( 1 ) - الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 118 ، و ج 7 ، ص 153 .
( 2 ) - الإشارات و التنبيهات ، شرح محقق طوسى ، ج 3 ، ص 292 ؛ الشفاء ، علم النفس ، ص 212 ، فصل 6 ، مقاله 5 .
( 3 ) - شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ، امام خمينى قدس سره ، ص 314 ، 457 و 725 .
( 4 ) - ر . ك : الحديد ( 57 ) : 1 ؛ الحشر ( 59 ) : 1 ؛ الصفّ ( 61 ) : 1 ؛ الإسراء ( 17 ) : 44 ؛ الرعد ( 13 ) : 13 ؛ النور ( 24 ) : 41 و . . . .
( 5 ) - الكشّاف ، ج 2 ، ص 619 - 620 ؛ التفسير الكبير ، ج 29 ، ص 206 - 207 ؛ مجمع البيان ، ج 6 ، ص 644 .