ما ذا ؟ يَقُولُ : لَولا أنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيَّ بِفُلانٍ لَهَلَكْتُ ؟ قالَ : نَعَمْ لا بَأْسَ بِهذا أوْ نَحْوِهِ » « 1 » .
و اين حديث شريف ، از لباب معارف الهى و اصول حقايق توحيد است كه از معدن وحى الهى و مخزن علم ربّانى صادر شده و متكفّل توحيد خاصّى و وحدت در كثرت است كه قرة العين اولياء است .
و اين احاديث شريفه كفيل تأديب نفوس و طريق ارتياض قلوب است ؛ چه دلبستگى به مخلوق و غفلت از حق - جلّ جلاله - از حجب غليظهايست كه نور معرفت را خاموش ، و قلب را مكدّر و ظلمانى كند ، و اين از بزرگترين دامهاى ابليس شقى و مكايد بزرگ نفس است كه انسان را از ساحت مقدّس حق دور ، و از معارف حقّه مهجور مىكند .
و اينكه در روايات شريف است كه تمام خيرات مجتمع است در قطع طمع از مردم « 2 » ، براى آن است كه قطع طمع از مردم ، راه انقطاع به حق و وصول به باب اللَّه را باز كند ، و آن مجمع همه خيرات و مركز تمام بركات است كه فطرت انسانيه مخمور بر آن و مفطور به آن است .
هامش
( 1 ) - از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه در تفسير قول خداوند عزّ و جلّ : و ما يؤمن أكثرهم باللّه إلّا و هم مشركونفرمود : « وى همان شخصى است كه مىگويد : اگر فلان كس نمىبود ، هلاك مىشدم . و اگر فلان كس نمىبود ، دچار چنين و چنان نمىشدم . و اگر فلان كس نمىبود . خانوادهام و عيالم از دستم مىرفت . آيا نمىبينى كه براى خداوند در ملكش ، شريكى قرار داده كه او را روزى مىدهد و [ بدى را ] از وى دور مىكند ؟ ! ! به امام عرض كردم : او چه بگويد ؟ آيا [ صحيح است كه ] بگويد : اگر خداوند به واسطهء فلان كس بر من منّت نمىنهاد ، من هلاك مىشدم . آن حضرت فرمود : بلى ، اشكالى ندارد كه به اين صورت يا مانند آن بگويد » . ( وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 215 ، « كتاب جهاد النفس » ، « أبواب جهاد النفس » ، باب 12 ، حديث 2 ؛ حديث 2 ؛ عدّة الداعي ، ص 121 )
( 2 ) - ر . ك : الكافي ، ج 2 ، ص 148 ، « باب الاستغناء عن الناس » ، و ص 320 ، « باب الطمع » .