تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
است و قطع طمع از ديگر موجودات و چشم‌پوشى از دست مردم نيز از لوازم فطرت اللَّه است ، همان‌طور طمع به غير حق و اميدوارى به مخلوق از شعب شرك و از وساوس ابليس و بر خلاف فطرت و از لوازم احتجاب است . در كافى شريف ، سند به حضرت سجّاد - عليه السلام - مىرساند كه فرمود : « ديدم كه تمام خير مجتمع است در بريدن طمع از آنچه دردست مردم است » « 1 » . و در وسائل ، سند به حضرت امير - سلام اللَّه عليه - رساند كه در جملهء وصيت‌ها كه به محمد بن حنفيه « 2 » فرمود اين بود : « اگر دوست داشته باشى كه جمع كنى خير دنيا و آخرت را ، پس قطع كن طمع خود را از آنچه در دست مردم است » « 3 » . وَفِيهِ عَنْ أبِي جَعْفَر - عليه السلام - قالَ : « أتى رَجُلٌ رَسُولَ اللَّهِ - صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - فَقالَ : عَلِّمْني يا رَسُولَ اللَّهِ شَيْئاً . فَقالَ : عَلَيْكَ بِالْيَأْسِ مِمّا في أيْدِي النّاسِ ، فَإنَّهُ الْغِنَى الْحاضِرُ . قالَ : زِدْني يا رَسُولَ اللَّهِ . قالَ : إيّاكَ وَالطَّمَعَ ، فَإنَّهُ الْفَقْرُ الْحاضِرُ » « 4 » الحديث .
هامش
( 1 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 320 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الطمع » ، حديث 3 . ( 2 ) - محمّد بن حنفيه از فرزندان برومند اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليهم السلام است ، كه‌مادرش خوله دخت جعفر بن قيس از طائفه بنىحنفيه بود . وى در سال 21 ق به دنيا پاى نهاد ، و در سال 82 به ديگر سراى شتافت ، و پدر بزرگوارش در شأن او فرمود : « محمّد از محمّدهايى است كه از معصيت و نافرمانى خدا امتناع مىكنند » . ( جامع الرُّواة ، ج 2 ، ص 45 ؛ ريحانة الأدب ، ج 7 ، ص 484 - 485 ) ( 3 ) - وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 24 ، « كتاب جهاد النفس » ، « أبواب جهاد النفس » ، باب 67 ، حديث 5 . ( 4 ) - از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمودند : « مردى به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، به من چيزى تعليم فرما و بياموز ، آن حضرت فرمودند : بر تو باد كه از آنچه در دست مردم است مأيوس باشى ، به‌درستى كه آن بىنيازى حاضر است . آن مرد عرض كرد : اى رسول خدا بر علمم بيفزاى . پيامبر فرمودند : از طمع بپرهيز ، به‌درستى كه آن فقر و نيازمندى حاضر است . ( وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 25 ، « كتاب جهاد النفس » ، « أبواب جهاد النفس » ، باب 67 ، حديث 6 )