وَشَكَرْتُكَ بِكَذا ، فَلا يَزالُ يُحْصي النِّعْمَةَ وَيُعَدِّدُ الشُكْرَ . فَيَقُولُ اللَّهُ تَعالى : صَدَقْتَ عَبْدي إلّا أنَّكَ لَمْ تَشْكُرْ مَنْ أجْرَيْتُ لَكَ النِعْمَةَ عَلى يَدَيْهِ ، وَإنّي قَدْ آلَيْتُ عَلى نَفْسي أنْ لا أقْبَلَ شُكْرَ عَبْدٍ لِنِعْمَةٍ أنْعَمْتُها عَلَيْهِ حَتّى يَشْكُرَ مَنْ ساقَها مِنْ خَلْقي إلَيْهِ » « 1 » .
و احاديث شريفه در اين باب بيش از آن است كه در اين اوراق گنجد « 2 » .
هامش
( 1 ) - پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : « در روز قيامت . بنده آورده شده و در پيشگاه خداوند ( عزّ و جلّ ) به پا داشته مىشود ، سپس خدا دستور مىدهد كه او را به سوى آتش ببرند . پس آن بنده مىگويد : پروردگارا دستور مىدهى كه مرا به سوى آتش برند و حال آنكه من قرآن خواندهام ! خداوند مىفرمايد : اى بندهء من ، به تو نعتمت دادم ، و تو شكر نعمت مرا به جاى نياوردى . پس آن بنده مىگويد : پروردگارا تو فلان نعمت را به من دادى ، و من هم آنچنان شكر تو را به جا آوردم ، پس پيوسته آن بنده ، نعمتها و شكرها را بر مىشمارد .
پس خداى تعالى مىفرمايد : بندهء من راست گفتى ، إلّا اينكه تو از كسى كه من ، نعمت را به دست او بر تو جارى ساختم ، سپاسگزارى نكردى . و من با خود عهد كردم كه شكر بندهاى را كه به او نعمت دادم قبول نكنم ، مگر آنكه وى از بندهاى كه نعمت را به او رسانيده ، تشكّر كند و سپاس گويد » . ( وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 312 ، « كتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر » ، « أبواب فعل المعروف » ، باب 8 ، حديث 12 ) .
( 2 ) - ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 309 ، « كتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر » .
« أبواب فعل المعروف » ، باب 8 ؛ الكافي ، ج 2 ، ص 94 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الشكر » .