تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
محبت و عنايتى كه به اولياء و مؤمنين دارد آنها را مبتلا فرمايد در دنيا « 1 » . و عمدهء سرّ آن ، آن است كه اگر آنها را در ناز و نعمت قرار دهد ، به حسب نوع ، ركون به دنيا پيدا كنند و از لذّات و شهوات دنيا در ملكوت قلب آنها آثارى واقع شود كه محبت و علاقه آنها را به دنيا زياد كند و قهراً از حق تعالى و دار كرامت او و از ملكوت نفس و اصلاح امراض آن غافل شوند و از كسب فضائل نفسانيه بازمانند . بالجمله ، اگر كسى دقّت در حال نوع اغنيا كند ، مىيابد كه غنا و ثروت و صحت و سلامت و امنيت و رفاهيت ، اگر در انسان جمع شد ، كم دلى است كه بتواند خود را از فسادها و امراض نفسانيه حفظ كند و از سركشى نفس خوددارى كند ، و شايد براى همين نكته بود كه جابر بن عبداللَّه - قدّس سرّه - به حضرت مولا باقر العلوم - صلوات اللَّه عليه - عرض كرد كه « من فقر را از غنا ، و مرض را از صحت ، بيشتر دوست دارم » . چون از خود اطمينان نداشت كه بتواند خود را آن طور كه مىخواهد با رفاهيت و سلامت حفظ كند ، و از سركشى نفس مطمئن نبود ، ولى حضرت باقر - سلام اللَّه عليه - چون مقامش فوق عقول بشر است ، به مناسبت افق جابر و به واسطه تعليم او و دست‌گيرى او در سلوك إلى اللَّه ، مقام رضا را اظهار فرمود و از محبت الهيه جذوه‌اى ابراز فرمود كه « ما هر چه از دوست مىرسد آن را دوست داريم » . بليات و امراض و مقابلات آن ، در سنّت عاشقان و مذهب محبّان يكسان است . آرى ، اولياء حق ، بليّات را تحفه‌هاى آسمانى مىدانند و شدت و مضيقه را
هامش
( 1 ) - ر . ك : الكافي ، ج 2 ، ص 252 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، احاديث « باب شدّة ابتلاء المؤمن » .