تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
نيز تفصيل در اطراف همين قسم مىدهيم . بدان‌كه انسان را از اول نَشْوِ طبيعى پس از قوهء عاقله ، سه قوه ملازم است : يكى : قوهء واهمه كه آن را « قوهء شيطنت » گوييم ، و اين قوه در بچّهء كوچك از اول امر موجود است و به آن دروغ گويد و خدعه كند و مكر و حيلت نمايد . دوم : قوهء غضبيّه كه آن را « نفس سَبُعى » گويند ، و آن براى رفع مضارّ و دفع موانع از استفادات است . سوم : قوهء شهويّه كه آن را « نفس بهيمى » گويند ، و آن مبدأ شهوات و جلب منافع و مستلذّات در مأكل و مشرب و منكح است . و اين سه قوه به حسب سنين عمر متفاوت شوند ، و هر چه انسان رشد طبيعى كند ، اين سه قوه در او كامل‌تر گردد و ترقيات روزافزون كند ، و ممكن است در انسان هر يك از اين سه قوه در حد كمال رسد به‌طورى كه هيچ يك بر ديگرى غلبه نكند ، و ممكن است يكى از آنها بر دو ديگر غلبه كند ، و ممكن است دوتاى از آنها بر ديگرى غالب شود ؛ از اين جهت ، اصول ممسوخات ملكوتيه به هفت صورت بالغ شود : يكى صورت بهيمى ؛ اگر صورت باطن نفس متصور به صورت بهيمى باشد و نفس بهيمى غالب شود ، پس انسان در صورت ملكوتى غيبىِ آخرتى به شكل يكى از بهائم مناسبه درآيد ؛ چون گاو و خر و امثال آن . و چون آخِر فعليت انسان ، سَبُعى باشد - يعنى نفس سبعى غالب گردد - صورت غيبى ملكوتى به شكل يكى از سباع شود ؛ چون پلنگ و گرگ و امثال آن . و چون قوهء شيطنت بر ساير قوا غلبه كند و فعليت شيطانيه آخرين فعليات باشد ، باطن ملكوتى به صورت يكى از شياطين باشد ، و اين ، اصل اصول مسخ ملكوتى است .
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 155 | السيد الخميني / موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ( ره )