سؤال شد از كلام و سكوت كه كداميك افضل است ؟ فرمود : از براى هر يك از آنها آفاتى است ؛ وقتى سالم باشند از آفات ، كلام افضل است از سكوت . گفته شد : چگونه چنين است ؟ گفت : همانا خداى - عزَّ و جلَّ - نفرستاد أنبيا و أوصياء را به سكوت ، بلكه بعث كرد آنها را به كلام ؛ و استحقاق بهشت حاصل نشود به سكوت ، و ولايت اللَّه مستوجب نشود به سكوت ، و از آتش محفوظى حاصل نشود به سكوت ، و اجتناب از سخط خدا حاصل نشود به سكوت ؛ تمام اينها با كلام حاصل شود » . « 1 »
فصل چهارم در بيان آنكه « صمت » به آن معنى كه مقصود در اين حديث است ، از جنود عقل و لازمهء فطرت مخموره است ؛ و « هَذَر » و هذيان از جنود جهل و ابليس و از فطريات محجوبه است
چنان كه در اين اوراق مذكور افتاد « 2 » ، انسان داراى دو فطرت است كه : يكى اصلى است و آن فطرت عشق به كمال مطلق است كه آن حق - جلَّ و عَلا - است .
و ديگر تبعى ، و آن فطرت تنفّر از نقص است و آن غير حق است به جنبهء سوائيّت و غيريّت . و آنچه او را اعانت كند در اين دو مقصد ، از لوازم فطرت و از
هامش
( 1 ) - متن فرمايش امام سجَّاد - عليه السلام - اين چنين است :
« لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُما آفاتٌ ، فَإذا سَلِما مِنَ الآفاتِ فَالكَلامُ أفْضَلُ مِن السُّكُوتِ . قيل : و كيف ذاك يا ابنَ رسول اللَّه ؟ فقال : لِأَنَّ اللَّهَ - عَزَّ وَ جَلَّ - ما بَعَثَ الأنْبِياءَ وَ الأوْصِياءَ بِالسُّكُوتِ ، إنَّما بَعَثَهُمْ بِالْكَلامِ ، وَ لا اسْتُحِقَّتِ الجَنَّةُ بِالسُّكُوتِ ، وَ لا اسْتُوجِبَ وِلايَةُ اللَّهُ بِالسُّكُوتِ ، وَ لا وُقِيَتِ النّارُ بِالسُّكُوتِ ، وَ لا تُجُنِّبَ سَخَطُ اللَّهِ بِالسُّكُوتِ ، إنَّما ذلِكَ كُلُّهُ بِالْكَلامِ » .
( همان مصدر ، ص 189 - 188 ، باب 118 ، ح 2 ؛ الاحتجاج ، طبرسي ( ره ) ، ج 2 ، ص 146 ، ح 184 ) .
( 2 ) - رجوع كنيد به ص 77 - 76 .