به طور أكمل در كتاب خدا و احاديث ائمّه هدى - عليهم السلام - موجود است ، ولى آنها به صورت بدى آن را جلوه دادند . از اين جهت ، اسباب تنفّر طباع ظاهريين شده است . اينها نيز طاقت آن نداشتند كه لُبّ را از قشر و حقيقت را از صورت و معنى را از لفظ جدا كنند ؛ يكسره با اصل مطلب مخالف شدند .
و شايد اشاره به اين معنى باشد رواياتى كه ايمان را تسهيم نموده به هفت سهم « 1 » يا ده درجه « 2 » يا چهل و نه جزء « 3 » ، و فرمودهاند كسى [ كه ] داراى يك سهم است ، نبايد دو سهم بر او تحميل كرد ، و كسى كه داراى دو سهم است ، نبايد سه سهم بر او تحميل نمود « 4 » ، و همين طور . و چون اختلاف درجات اعمال و طاقت و اشتياق بر آن غالباً از اختلاف درجات ايمان است ، از اين جهت در احاديث شريفه براى تقريب به ذهن ، مَثَلى ذكر فرمودند كه :
« مرد مسلمانى شخص نصرانى را دعوت به اسلام كرد تا قبول اسلام نمود .
پس مُسلِم سحر آمد و آن تازه مسلمان را بيدار كرد و برد به مسجد ، و او را به نماز واداشت ، و هر چه خواست آن بيچاره برود ، عمل ديگرى پيشنهاد او كرد تا ظهر شد ؛ نماز ظهر را خواندند . خواست برود ، مُسلِم گفت : « بين ظهر و عصر فاصله [ اى ] نيست » . عصر شد ؛ نماز خواندند . خواست برود ، نگذاشت تا نماز مغرب و عشا را خواندند و رفتند . فردا سحر باز مسلم آمد در منزل آن مرد ، او را بيدار كرد كه عمل روز قبل را تجديد كند . شخص نصرانى گفت : « برو براى اين
هامش
( 1 ) - اصول كافي ، ج 2 ، ص 35 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب درجات الايمان ، ح 1 .
( 2 ) - همان مصدر ، ص 37 ، ح 2 .
( 3 ) - همان مصدر ، ص 37 ، ح 1 .
( 4 ) - متن حديث امام صادق - عليه السلام - اين است :
« لا تَحْمِلُوا عَلى صاحِبِ السَّهْمِ سَهْمَيْنِ ، وَ لا عَلى صاحِبِ السَّهْمَيْنِ ثَلاثَةً . . . » .
( همان مصدر ، ص 35 ، ح 1 ) .