أنْ أتَرَهَّبَ . فَقالَ :
« لا تَفْعَلْ ! وَ إنَّ تَرَهُّبَ امَّتي القُعُودُ فِي المَساجِدِ » .
« 1 »
و رهبانيّت به اين معنى كه ترك اجتماع و ترك نساء و بازداشتن قواى شريفه الهيّه كه حق تعالى به انسان مرحمت فرموده - از عمل ، از غايت جهل است كه نوعاً بر آن مفاسد بسيارى مترتب شود . و خوف از حق تعالى كه از جنود عقل است و از مصلحات نفوس است ، و مقابل جرئت بر حق است كه از جنود جهل است ، ملازم با رهبانيت به آن معنى نيست . بلكه خلوت كه در لسان اهل معرفت است ، عبارت از گوشهنشينى و كناره از خلق نيست « 2 » ، گرچه خلوت به مصطلح اهل معرفت كه عبارت از ترك اشتغالِ قلب است به غير حق « 3 » ، گاهى يا نوعاً حاصل نشود مگر با يك مرتبه از اعتزال و ترك خلطه . و اين معنى نيز رهبانيت نيست ، بلكه مطلب راجحى است شرعاً و عقلًا .
بالجمله ، رهبت كه از جنود عقل است ، عبارت از خوف از حق است ، و آن نيز منافات با رجاء به رحمت ندارد . و لهذا ، رجاء نيز از جنود عقل است كه مقابل قنوط است ، و پيش شرح آن داده شد . « 4 »
فصل دوّم در بيان اختلاف درجات خوف است
به طور كلى بايد دانست كه اختلاف درجات خوف ، به حسب اختلاف
هامش
( 1 ) - شخصى گفت : من ميخواهم رهبانيت را پيشه كنم . حضرت فرمود : اين كار را نكن ، زيرا رهبانيت و گوشهگيرى امَّت من ، نشستن در مساجد است . ( بحار الأنوار ، ج 80 ، ص 381 ، ذيل حديث 49 ) .
( 2 ) - مَحجَّة البيضاء ، فيض كاشاني ( ره ) ، ج 4 ، كتاب العُزلة ، ص 26 .
( 3 ) - اصطلاحات الصُّوفيَّة ، مولى عبد الرزّاق كاشاني ، ص 161 .
( 4 ) - رجوع كنيد به ص 131 - 129 .