تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
را ، كه غلوّ و زياد روى كند ، و در هر موقع و با هر چيز قضاى وطر « 1 » لذّت خود كند ؛ زيرا كه در هر يك از قواى انسانى راجع به آن شعبه [ اى ] كه به آنها مربوط است ، اطلاق و عنان گسيختگى است ؛ به اين معنى كه مثلًا در جوهر طبيعت قوهء شهوت ، رسيدن به لذّات خود است بطور اطلاق ، و لو اين كه مصادم با نظام شرع و عقل شود ، و لو اين كه قضاء وطر « 2 » شهوت خود را از مطعم حرام و مشرب و منكح حرام - گرچه نكاح محارم و امّهات باشد - كند . پس « شره » عبارت است از : افراط شهوت و ولوع بودن بر لذّات بيش از حدِّ نظام عقلى و شرعى و زيادتر از ميزان واجب . و نيز نفس بهيمى را جهت تفريطى است كه از آن تعبير به « خمود » كنند و آن عبارت است از : بازداشتن قوهء شهوت از حدّ اعتدال و مقدار لازم ، و مهمل گذاشتن اين قوه شريفه كه از براى حفظ شخص و نوع ، به او مرحمت شده است . و چون اين قوه ، در تحت ميزان عقل و شرع ارتياض پيدا كرد و از جانب غلوّ و تقصير و حد افراط و تفريط ، خارج شد و متحرّك به حركات عقليّه و شرعيّه گرديد ، و در تحت تصرّف عُمّال الهى درآمد ، و از تصرف و خدعه شيطان و وهم خارج شد ، يك حالت سكونت و طمأنينه [ اى ] در آن حاصل شود و يك ملكه اعتدال و ميانه روى در آن پيدا شود كه از قوه [ اى ] كه صبغهء عقليّه بلكه الهيه پيدا كرده ، تعبير به « عفّت » شود . و از اين بيانات معلوم شد كه معنى « هتك » چيست كه در روايت شريفه ، مقابل و مضادّ با « عفّت » قرار داده شده ، و ظاهر آن است كه طرف افراط و غلوّ باشد . و
هامش
( 1 ) - در اصل « وتر » آمده است . ( 2 ) - همان .