آن است كه ملاقات كند پروردگار خود را در صورتى كه در آن احدى نباشد غير از خدا . « 1 »
و نيز از حضرت صادق - عليه السلام - نقل شده كه : قلب سليم آن است كه سالم باشد ، از محبت دنيا « 2 » و چون حقيقت دنيا ، عبارت از ما سوى اللَّه است ، از اين جهت اين معنى در احدى پيدا نشود ، مگر ولىّ كامل .
و تفسير اين آيه شريفه به هر دو وجه با آيه شريفه سورهء « قدر » به يك معنى برگردد ، و متوافق شود .
و از آنچه مذكور شد ، « حمق » نيز معلوم شود كه از جنود جهل و ابليس است ، و از لوازم فطرت محجوبه است ، و فطرت چون محتجب شود ، از ادراك حق و روحانيّات كه جنود الهيّهاند ، بازماند ، و به دنيا و خود متوجه شود ، و در حجاب انيّت و انانيّت - آن هم انيّت دنياويه كه آن نيز به حقيقت خود او نيست - از تمام مراتب معنويات و جميع معارف الهيه بازماند ، و اين بالاترين مراتب « حمق » است كه كسى از خود و روحانيّت خود نيز محجوب باشد « نعوذ باللَّه منه » .
هامش
( 1 ) - متن حديث اين است :
« الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقى رَبَّهُ ، وَ لَيْسَ فِيهِ أحَدٌ سِواهُ » .
( اصول كافي ، ج 2 ، ص 14 - 13 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب الاخلاص ، ح 5 ) .
( 2 ) - متن اين روايت چنين است :
« هُوَ الْقَلْبُ الَّذِي سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْيا » .
( مجمع البيان ، طبرسي ( ره ) ، ج 7 ، ص 305 ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 4 ، ص 58 ، ح 50 ) .