مقصد چهاردهم در « عفت » است و ضد آن « هتك » است
و در آن پنج فصل است :
فصل اوّل در بيان معنى عفّت است
چنانچه سابق بر اين نيز اشارتى رفت ، از براى انسان بعد از قوّه عاقله سه قوه است : يكى قوه « واهمه » كه از آن به شيطانيّه تعبير شود . ديگرى قوهء « غضبيّه » كه از آن به نفس سَبُعى تعبير شود . و سوّم قوهء « شهويّه » كه از آن به نفس بهيمى تعبير شود .
و ميزان در اجناس فضايل و رذايل ، همين قوا است و طرف افراط و تفريط هر يك ، رذيلهاى است و حد اعتدال در هر يك ، فضيلتى از فضايل نفسانيّه است .
بنا بر اين ، نفس بهيمى را جهت افراطى است كه از آن تعبير به « شَرَه » كنند و آن عبارت است از : سر خود كردن شهوت را و به اطلاق واگذاشتن نفس بهيمى