تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
وجودى ، حظّ از علم دارند . « 1 » گرچه از بعض اكابر فلاسفه در باب « اتحاد عاقل و معقول » ظاهر شود كه عالم طبيعت و مادّه خالى از عالميت و معلوميت است « 2 » ، به بيانى كه پيش ما تمام نيست . و ما به برهان لمّى متين ، اثبات اين مطلب را - كه از شئون توحيد است - فى الحقيقه ، به ثبوت رسانديم . « 3 » و حق - تبارك و تعالى - در قرآن شريف به اين مطلب بسيار اعتناء فرموده و در بسيارى آيات ، صراحتاً اعلان علمِ موجودات و تسبيحِ آنها را از ذات مقدّس حق ، فرموده . « 4 » و محجوبان ، چون اين مطلب را به وجدان يا برهان درنيافته‌اند ، تسبيح را به تسبيح تكوينى حمل كردند « 5 » ، با آن كه تسبيح تكوين ، تسبيح نيست ، چنانچه واضح است ؛ ولى اهل معرفت به مشاهدهء حضوريّه ، اين حقيقت را دريافته‌اند ، و در روايات شريفه صراحاتى است در اين باب ، كه قابل حمل بر تسبيح تكوينى يا ذكر تكوينى نيست ، چنانچه از مراجعه به آنها ظاهر شود . « 6 » بالجمله ، نوعاً منكران ، عدم وجدان را دليل بر عدم وجود گرفته‌اند با آن كه آنها علم ملائكة اللَّه و علم حق تعالى را هم نيافته‌اند . بالجمله ، انسان چون افق وجودش در يك حدّ محدودى است و نيز به واسطه انغمار در طبيعت از غير طبيعت خود محجوب است ، عوالم فوق خود و دون خود را نيافته است ؛ بلكه از خود نيز كاملًا محجوب است ، و لهذا خود را
هامش
( 1 ) - الأسفار الأربعة ، ج 1 ، ص 118 و ج 7 ص 153 . ( 2 ) - الإشارات و التنبيهات ، ابن سينا ، ج 3 ، ص 292 ؛ الشفاء ، علم النفس ، ص 212 ، فصل 6 ، مقاله 5 . ( 3 ) - مصباح الهداية ، ص 79 ؛ شرح أربعين حديث ، ص 283 ، 416 ، 654 . ( 4 ) - از جمله آيهء 1 سوره حديد ؛ حشر / 1 ؛ صف / 1 ؛ اسراء / 44 ؛ رعد / 13 ؛ نور / 41 و . . . ( 5 ) - التفسير الكبير ، ج 29 ، ص 206 و 207 . فنقول : إن حملنا التسبيح المذكور فى الآيه على التسبيح بالقول ، كان المراد بقوله( ما فِي السَّماواتِ )من فى السموات و . . . ( 6 ) - تفسير نور الثقلين ، ج 3 ، ص 168 .