غضب الهى است .
آرى ، اين نائره سوزان از باطن قلب بروز كند ؛ چنانچه
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ »
« 1 » شايد صورت همين نار باشد كه از باطن دل بروز كند و مشرف بر فؤاد شود .
ما اكنون از آتش غضب الهى خبرى مىشنويم ، و با هيچ بيانى ممكن نيست حقيقت آن را براى ما آن طور كه هست ، بيان كنند . همّت دنيا و قاموس طبيعت كوتاهتر از آن است كه بتواند ، حقايق عالم غيب و ماوراى طبيعت را به طورى كه هست ، بيان كند . ما هر چه از جانب سعادت يا شقاوت مىشنويم ، به مقايسهء به اين دنيا و مأنوسات و عاديات خود از آن چيز مىفهميم ، و عالم آخرت و ملكوت در تحت مقايسه و ميزان دنيا و مُلك در نيايد .
ما هر چه آتش ديديم ، آتش مُلاصِق با بدن - آن هم نوعاً با سطح بدن - را ديديم و بيشتر و بالاتر از آن چيزى نيافتيم . تمام آتشهاى عالم دنيا را اگر روى هم گذارند ، فؤاد انسان را نمىتواند بسوزاند ؛ چه كه فؤاد از مراتب ملكوت است و آتش مُلكى به آن نرسد ؛ آتش ملكى از حدّ بدن ملكى دنياوى خارج نشود . آن آتش ملكوتى الهى است كه باطن و ظاهر و روح و قلب و فؤاد و بدن را مىسوزاند ، و از باطن قلب بروز كند ، و به ظاهر از مجراى حواس نفوذ كند .
حضرت عيسى - عليه السلام - مىفرمايد : كسى كه بخواهد از آتش غضب الهى محفوظ باشد و گرفتار
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ »
نشود ، بايد خود را از اين آتش سوزان غضب حفظ نمايد .
و در حديث شريف كافى ، حضرت باقر - عليه السلام - فرمود : « همانا اين
هامش
( 1 ) - آتش افروختهء خداست كه بر دلها غلبه نمايد . ( هُمَزة / 7 - 6 ) .