بيرون است و از طاقت عدد تحديد خارج است « 1 » ، بنده [ اى ] از بندگان يا مخلوقى از مخلوقات ، دخالت و شركت داشته و دارد ؟
اى انسان محجوب كه در نعمتهاى بىسابقهء الهى غرقى و در رحمتهاى رحمانى و رحيمى فرو رفتى و ولى نعمت خود را گم كردى ، اكنون كه به حد رشد و تميز رسيدى ، به هر حشيشى متشبث و به هر پايهء سستى معتمد شوى ؟ !
امروز كه بايد با تفكّر در نعمتها و رحمتهاى الهيّه دست طلب را از مخلوق ضعيف كوتاه كنى ، و با نظر به الطاف عامّه و خاصّهء حقّ - جلّ و علا - پاى كوشش را از در خانه غير حق ببرى ، و اعتماد جز به ركن ركين رحمت الهى نكنى ، چه شده است كه از ولى نعم خود غفلت كرده ، و به خود و عمل خود و مخلوق و عمل آنها اعتماد كردى ، و مرتكب چنين شركى خفىّ يا جلىّ شدى ؟
آيا در مملكت حق تعالى ، متصرّفى جز خود ذات مقدّس يافتى ، يا قاضى الحاجات ديگرى سراغ گرفتى ، يا دست رحمت حق را كوتاه و مغلول مىدانى ، يا نطاق رحمت او را از خود كوتاه مىبينى ، يا او را از خود و احتياج خود غافل مىپندارى ، يا قدرت و سلطنت او را محدود مىبينى ، يا او را به بخل و غلّ و شحّ نسبت مىدهى ؟
اى نويسنده مرده دل ! واى گرفتار هواهاى نفسانيّه و پا بند آب و گل ! تا كى و چند كورى باطن و عماى قلبى ؟ ! تا كى از ولى نعمت خود غافل و از معرفت جمال و جلال او محجوبى ؟ ! و تا كى و چند به دامهاى ابليسى و تسويلات نفسانيّه گرفتارى ؟ !
هامش
( 1 ) - اشاره است به اين آيهء شريفه :« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها » .و اگر بخواهيد كه نعمتهاى خداوند را شمارش كنيد ، نمىتوانيد آنها را به شمارش در آوريد . ( نَحْل / 18 ) .