نيز فارغ شويم ،
إنَّكَ الْوَليُّ المفضال .
فصل چهارم در معرفت بعض مراتب و درجات توكل است
بدان كه اختلاف درجات توكّل به اختلاف معرفت به اركان آن است :
چنانچه اگر به طريق علم آن اركان را دريافت ، حكم به لزوم توكّل كند ( علماً و برهاناً ) ، و پيش از اين معلوم شد كه اين مرتبه را توكّل نتوان گفت . « 1 »
و اگر ايمان به اركان مذكوره آورد ، صاحب مقام توكّل شود ، و اين اول مرتبه توكّل است .
پس مؤمن چون همه اشياء را براى خود مخلوق مىداند و خود را براى حق - چنانچه شهادت دهد به اين مطلب خودِ مقام جامعيت انسانى ، كه دلالت بر آن دارد آيه كريمه
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ »
« 2 » و همين طور آيه كريمه
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
« 3 » ، و قول على - عليه السلام - در اشعار منسوب به آن بزرگوار :
« أ تَزْعَمُ أنَّكَ جِرْمٌ صَغِيرٌ وَ فِيْكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الأكْبَرُ »
« 4 » - پس تمام موجودات عوالم غيب و شهادت ، مخلوق براى رساندن اين موجود شريف است به مقام خود ، و در قدسيّات وارد
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به ص 201 .
( 2 ) - براستى كه انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم ، سپس او را به پَستترين [ مراتب ] پَستى بازگردانديم .
( تين / 4 - 5 ) .
( 3 ) - و خداوند تمامى نامها را به آدم تعليم داد . ( بقره / 31 ) .
( 4 ) - آيا گمان مىكنى كه تو ، جرمى كوچك هستى ؟ در حالى كه جهانِ بُزرگى در تو پنهان و نَهُفته مىباشد .
( ديوان منسوب به امير المؤمنين على ( عليه السلام ) ، ص 134 ) .