تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
صفاتيه را مشاهده ننمودند ، و قلب آنها آينه حضرات اسمائى نشده ، به نحوى در كفران واقعند . و آنها كه از تجليات أفعاليه و توحيد فعلى غافل و بىخبرند ، به طورى كفران نعم كنند و خود از آن غافل هستند :
« وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ »
« 1 » . و آنان كه جمع ما بين حضرات خمسهء الهيه كردند ، و متحقق به سراير خفيّه انسانيه شدند ، و جالس سرمنزل برزخيت كبرى شدند [ و ] متنعم به نعم باطنه و ظاهره گرديدند ، شكر حق - جلّ و علا - به جميع السنه گويند و ثناى خداوند به تمام زبانها كنند ؛ زيرا كه شكر ، ثناى بر نعمى است كه حضرت منعم - تعالى شأنه - عنايت فرمايد . پس اگر آن نعمت ، از قبيل نعم ظاهرى باشد ، شكرى دارد ، و اگر از نعمتهاى باطنى باشد ، شكرى دارد . و اگر از قبيل معارف و علوم حقيقيه باشد ، شكرى دارد ، و اگر از قبيل تجليات افعاليه باشد ، شكرش به نحوى است . و اگر از تجليات صفاتيه و اسمائيه باشد ، به نحوى است ، و اگر از قبيل تجليات ذاتيه باشد ، به طورى است . و چون اين نحو نعم براى كمى از بندگان خلّص حاصل شود ، قيام به وظيفه شكر و ثناى معبود براى كمى از خلّص اولياء ميسر گردد :
« وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ » .
و بايد دانست كه بعض از محققين اهل معارف گفته‌اند كه : « شكر از مقامات عامه است ؛ زيرا كه متضمن دعوى مجازات منعم است به انعام او ، و اين اسائه ادب است . و اگر عبد سالك مشاهده كند كه حق تعالى ، متصرف در مملكت خود است هرطور كه خواهد ، و از براى خود تصرفى ببيند ، خود را اهل آن نبيند كه
هامش
( 1 ) - و آنان را كه در نامهاى خدا الحاد مىورزند ، رها كنيد . ( اعراف / 180 ) .