تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
ديگر نيافته ، و خود را دلخوش نموده به منزل حيوانيت و مشتهيات حيوانيه - كه عبارت از مأكول و ملبوس و منكوح حيوانى است - ، و جز افق طبيعت و دنيا از مراتب ديگر وجود و مقامات و مدارج كمال اطلاعى ندارد و راهى به عوالم غيبيه و تجرد نيافته است ، با آن كس كه از اين حجاب بيرون رفته ، و به منازل ديگر قدم نهاده ، و از طليعهء عالم غيب در قلب او جلوه [ اى ] حاصل شده . و نيز فرق بسيار است ما بين آنها كه اسباب ظاهريه و باطنيه را مستقل دانند ، و نظر استقلالى به اسباب و مسبّبات و وسايط اندازند ، با آنها كه از روابط بين حق و خلق با خبر و بَدْو و ختم مراتب وجود را به حق ارجاع كنند ، و جلوه مسبب اسباب را از وراى حجب و استار نورانيه و ظلمانيه به نورانيت قلبيه دريابند . وقتى شكر نعم الهيه به همهء مراتب رخ دهد ، از تجلى « 1 » اولى وجود و بسط بساط رحمت وجود تا آخرين تجلى به جلوهء قبضى - كه به بساط مالكيت و قهاريت برچيده شود - در قلب سالك به مشاهده حضوريه واقع شود ؛ بلكه قلب سالك ، خود ، مظهر جلوهء رحمانى و رحيمى و مالكى و قهّارى گردد . و اين حقيقت حاصل نشود جز براى كُمَّل از اولياء ، بلكه به حقيقت حاصل نگردد ، مگر از براى حضرت ختمى - صلّى اللّه عليه و آله - بالاصالة ، و از براى كُمَّل از اولياء - عليهم السلام - بالتبعيّه . و از اين جهت است كه ذات مقدس حق تعالى فرمايد :
« وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ » .
« 2 » بلى ، آنها كه از تجليات ذاتيه أحديّه بىخبرند و از براى موجودات ، ذاتيات اصيله قائلند ، به نحوى در كفران نعم الهيه واردند . و آنها كه تجليات اسمائيه و
هامش
( 1 ) - در نسخهء اصل « كه از تجلّى » . ( 2 ) - و اندكى از بندگان من سپاسگزارند . ( سبأ / 13 ) .