تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
قيام به شكر كند ؛ زيرا كه بنده و تصرفات او از جملهء ممالك الهيه است . پس شكر ، چون متضمن مكافات است ، از اين جهت اسائه ادب است ، مگر آن كه عبد مأمور به شكر باشد ؛ كه قيام به شكر از قبيل قيام به امر الهى باشد . پس شكر اولياء قيام به طاعت است ، نه شكر به حقيقت خود » . « 1 » ولى معلوم است كه اين تضمن دعوى براى غير اوليائى است كه جامع حضرات و حافظ مقام وحدت و كثرت و حايز رتبه برزخيت كبرى هستند . و از اين جهت ، شيخ عارف محقق ، خواجه انصارى با آن كه فرموده است : شكر از مقامات عامه است درجهء سوم آن را چنين بيان كرده . قال : « وَ الدَّرَجَةُ الثّالِثَةُ أنْ لا يَشْهَدَ الْعَبْدُ إلّا الْمُنْعِمَ ، فَإذا شَهِدَ الْمُنْعِمَ عُبُودَةً اسْتَعْظَمَ مِنْهُ النِّعْمَةَ ، وَ إذا شَهِدَهُ حُبّاً اسْتَحْلى مِنْهُ الشِّدَّةَ ، وَ إذا شَهِدَهُ تَفْرِيداً لَمْ يَشْهَدْ مِنْهُ نِعْمَةً وَ لا شِدَّةً » . « 2 » و از اين فقرات شريفه معلوم شود كه اين مقام ، يعنى مقام « شكر » چون ديگرِ مقامات سلوك در اوائل ، عامه و خاصّه با هم مشترك يا مختص به عامّه است ، و در اواخر مختص به خواص شود و ديگران را از آن حظّى نيست .

فصل سوم در بيان آنكه شكر از جنود عقل و لازمهء فطرت مخموره است ، چنانچه كفران از جنود جهل و لازمه فطرت محجوبه است

بدان كه از فطرياتى كه در فطرت همه عائله بشرى به قلم قدرت حق ثبت ، و
هامش
( 1 ) - شرح منازل السائرين ، عبد الرّزاق كاشانى ، ص 213 - 212 . ( 2 ) - همان مصدر ، ص 215 .