خود و ديگران بكشند ، ولى افعال و اعمال آنها شباهت ندارد به كسى كه از عظمت حق ، جلوهاى در قلب او حاصل باشد و از سعهء رحمت حق تعالى پرتوى در لوح نفس آنها نور افكنده باشد .
اينان در امور آخرت ، تهاون و تنبلى كنند و اسمش را رجاء واثق گذارند ، و صورت اتكاءِ به عظمت حق به آن دهند . ولى در امور دنياوى ، با كمال حرص و عجله مشغول به جمع و ضبطند ؛ گوئى خداى تعالى فقط در آخرت و راجع به امور آخرتى ، بزرگ است و در امور دنيائى بزرگى ندارد .
اينان در امور دنياوى كاملًا اعتماد به نفس و خلق دارند و از حق كاملًا غافلند ، حتى اسمش را نيز نبرند ، و در امور آخرتى گويند : توكل به خدا داريم .
اين نيست مگر غرور .
بالجمله ، صاحبان رجاء از عمل بازنمىمانند ، بلكه جديّت آنها بيش از ديگران است . ولى اعتماد آنها به عمل خود نيست ، بلكه اعتماد آنها در عين عمل كردن ، به حق است ؛ زيرا كه هم قصور خود را مىبينند و هم سعهء رحمت را .
مغرورين اشخاصى را مانند كه در ايّام بذر افكندن و تخم افشاندن و به عمل زراعت مشغول شدن ، مشغول لهو و لعب شوند و با تنبلى سر بَرند و بگويند :
خدا بزرگ است ، بىبذر نيز مىتواند بدهد .
راجين ، به زارعى مانند كه در موقع خود ، قيام به عمل رعيتى كند و در موقع خود ، بذرافشانى كند و آبيارى نمايد ؛ ولى تنميه و توليد آن را از حق بخواهد و ظهور ثمره و پيدايش نتيجه را از حق و قدرت او بداند . دنيا مزرعهء آخرت است ؛ چنانچه اين مطلب مبرهن « 1 » و از رسول ختمى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - نيز
هامش
( 1 ) - الأسفار الأربعة ، ج 9 ، ص 121 - 131 ، فصل 1 - 2 از باب دهم .