بخصوص فلاسفهء اسلامى ، بيندازم . فقط به يكى - دو مثال ساده و فطرى و وجدانى كه سياسيون هم مىتوانند از آن بهرهاى ببرند بسنده مىكنم . اين از بديهيات است كه ماده و جسم هر چه باشد از خود بى خبر است . يك مجسمهء سنگى يا مجسمهء مادى انسان هر طرف آن از طرف ديگرش محجوب است . در صورتى كه به عيان مىبينيم كه انسان و حيوان از همهء اطراف خود آگاه است . مىداند كجاست ؛ در محيطش چه مىگذرد ؛ در جهان چه غوغايى است . پس ، در حيوان و انسان چيز ديگرى است كه فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمىميرد و باقى است . انسان در فطرت خود هر كمالى را به طور مطلق مىخواهد . و شما خوب مىدانيد كه انسان مىخواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هيچ قدرتى كه ناقص است دل نبسته است . اگر عالم را در اختيار داشته باشد و گفته شود جهان ديگرى هم هست ، فطرتاً مايل است آن جهان را هم در اختيار داشته باشد . انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم ديگرى هم هست ، فطرتاً مايل است آن علوم را هم بياموزد . پس قدرت مطلق و علم مطلق بايد باشد تا آدمى دل به آن ببندد . آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهيم ، گرچه خود ندانيم . انسان مىخواهد به « حق مطلق » برسد تا فانى در خدا شود . اصولًا اشتياق به زندگى ابدى در نهاد هر انسانى نشانهء وجود جهان جاويد و مصون از مرگ است . اگر جنابعالى ميل داشته باشيد در اين زمينهها تحقيق كنيد ، مىتوانيد دستور دهيد كه صاحبان اين گونه علوم علاوه بر كتب فلاسفهء غرب در اين زمينه ، به نوشتههاى فارابى « 1 » و بو على سينا « 2 » - رحمة اللَّه
هامش
( 1 ) - ابو نصر محمد بن محمد الفارابي ( فوت 339 ه . ق . ) از بزرگترين فيلسوفان ايرانى وى در شهر فاراب ما وراء النهر متولد شده است . بعضى نژاد او را از تركان و بيشتر از ايران مىدانند . فارابى از ما وراء النهر به بغداد رفت و در آنجا به تحصيل زبان عربى پرداخت و علوم فلسفى را نيز همان جا فرا گرفت و كتابهاى ارسطو را مطالعه كرد . پس از آن به حلب و دمشق رفت و به خدمت سيف الدوله ابو الحسن على بن عبد اللَّه بن حمدان رسيد و همچنان در دمشق ماند و به تأليف پرداخت . فارابى به سبب شرحهايى كه بر آثار ارسطو نوشته است به « المعلم الثانى » مشهور شده است و مقام او را بعد از ارسطو قرار دادهاند . فارابى در همهء علوم عهد خود استاد و صاحب تأليف است . در رياضيات و موسيقى و طب اطلاعات بسيار داشته است و از آثار او شرحهايى است كه بر « انالوطيقا » ى اول و ثانى و « سوفسطيقا » و « بوطيقا » ى ارسطو نوشته است . در علم النفس ، كتاب النفس اسكندر الامروديسى و در علوم ، السماع الطبيعى و الاثار العلوية و السماء و العالم و كتاب الحروف ارسطو و المجسطى بطلميوس را تفسير كرده است . از كتابهاى ديگر او : رسالة فى مبادى آراء - اهل المدينة الفاضلة ، فصوص الحكم ، الجمع بين رأى الحكيمين افلاطون الالهى و ارسطوطاليس . فارابى كوشيده است كه در اين كتاب ، بين عقايد افلاطون و ارسطو التيام دهد . عقايد فارابى در فيلسوفان بعد از او اثر فراوان داشته است
( 2 ) - شيخ الرئيس ابو على حسين بن عبد اللَّه سينا ( فوت 428 ه . ق . ) پزشك و فيلسوف و نويسندهء ايرانى كه مقام وزارت داشت و از بزرگترين حكيمان و عالمان جهان به شمار مىآيد . سينا آثار متعددى دارد و در حدود 240 كتاب و رساله از او نام مىبرند كه بسيارى از آنها به زبانهاى مختلف ترجمه شده است . از معروفترين آثار او ، كتاب شفا ، قانون ، اشارات ، نجات و دانشنامهء علايى است . ابو على در علوم حكمت و فلسفه و طب و رياضى استادى داشت .