مقطع تنها گرههاى كور اقتصادى سوسيالسيم و كمونيسم را با پناه بردن به كانون سرمايه دارى غرب حل كنيد ، نه تنها دردى از جامعهء خويش را دوا نكردهايد ، كه ديگران بايد بيايند و اشتباهات شما را جبران كنند ؛ چرا كه امروز اگر ماركسيسم در روشهاى اقتصادى و اجتماعى به بن بست رسيده است ، دنياى غرب هم در همين مسائل ، البته به شكل ديگر ، و نيز در مسائل ديگر گرفتار حادثه است .
جناب آقاى گورباچف ، بايد به حقيقت رو آورد . مشكل اصلى كشور شما مسئلهء مالكيت و اقتصاد و آزادى نيست . مشكل شما عدم اعتقاد واقعى به خداست . همان مشكلى كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشيده و يا خواهد كشيد . مشكل اصلى شما مبارزهء طولانى و بيهوده با خدا و مبدأ هستى و آفرينش است .
جناب آقاى گورباچف ، براى همه روشن است كه از اين پس كمونيسم را بايد در موزههاى تاريخ سياسى جهان جستجو كرد ؛ چرا كه ماركسيسم جوابگوى هيچ نيازى از نيازهاى واقعى انسان نيست ؛ چرا كه مكتبى است مادى ، و با ماديت نمىتوان بشريت را از بحران عدم اعتقاد به معنويت ، كه اساسىترين درد جامعهء بشرى در غرب و شرق است ، به در آورد .
حضرت آقاى گورباچف ، ممكن است شما اثباتاً در بعضى جهات به ماركسيسم پشت نكرده باشيد و از اين پس هم در مصاحبهها اعتقاد كامل خودتان را به آن ابراز كنيد ؛ ولى خود مىدانيد كه ثبوتاً اين گونه نيست . رهبر چين « 1 » اولين ضربه را به كمونيسم زد ؛ و شما دومين و على الظاهر آخرين ضربه را بر پيكر آن نواختيد . امروز ديگر چيزى به نام كمونيسم در جهان نداريم . ولى از شما جداً مىخواهم كه در شكستن ديوارهاى خيالات ماركسيسم ، گرفتار زندان غرب و شيطان بزرگ « 2 » نشويد . اميدوارم افتخار واقعى اين مطلب را پيدا كنيد كه آخرين لايههاى پوسيدهء هفتاد سال كژى جهان كمونيسم را از چهرهء تاريخ و كشور خود بزداييد . امروز ديگر دولتهاى همسو با شما كه دلشان براى
هامش
( 1 ) - مائوتسه تونگ
( 2 ) - امريكا .