مِثْلَ ما نُودِىَ بِالوِلايَه » براى اينكه حكومت است . به هيچ چيز مثل اين امر سياسى دعوت نشده است و اين امر سياسى بوده است ، زمان پيغمبر بوده است ، زمان امير المؤمنين بوده است ، بعدها هم اگر يك فرصت پيدا مىشد ، آنها هم داشتند اين معنا را . انحرافات زياد شده است . بعضى از اهل علم خودمان هم همين معانى را دارند : « لباس جندى حرام است ، لباس شهرت است ، به عدالت مضر است » . حضرت امير عادل نبوده ؟ ! حضرت سيد الشهدا هم عادل نبوده ؟ ! حضرت امام حسن هم عادل نبوده ؟ ! پيغمبر اكرم هم عادل نبوده ؟ ! براى اينكه لباس جندى داشتند ! اينها را تزريق كردند به ما ، به ما آن طور دستهاى توطئهگر تزريق كردند كه ماها هم باورمان آمده است . تو چكار دارى به اينكه چه ميگذرد ! تو مشغول درست باش ! تو مشغول فقهت باش ! تو مشغول فلسفهات باش ! تو مشغول عرفانت باش ! چكار دارى كه چه مىگذرد ! در آن وقت ، اوايلى كه اين مسائل پيش آمد ، يكى از رفقاى ما كه بسيار خوب بود ، بسيار مرد صالحى بود و اهل كار هم بود ، لكن من وقتى يك قضيه را صحبت كردم كه در اين قضيه ما بايد تحقيق كنيم ، گفت به ما چكار دارد ، حاصل امر سياسى است به ما چكار دارد ! اين طور تزريق شده بود كه يك مرد عالم روشنفكر متوجه به مسائل ، اين طور مىگويد كه به ما چكار دارد . پيغمبر هم مىگفت سياست به ما چكار دارد ؟ امير المؤمنين هم كه حكومت داشت ، مىگفت سياست . . . حكومتى داشت براى ذكر گفتن و براى قرآن خواندن و براى نماز خواندن و همين ديگر ؟ ! حكومت بود ، ولايت بود و تجهيز جيوش بود - عرض مىكنم - حكومتها در نصب كردن اينها بود ، همهاش سياست است اينها .
آنى كه مىگويد كه آخوند چكار دارد به سياست ، آنى كه با آخوند خوب نيست ، اين با اسلام بد است . مىخواهد آخوند را كنار بگذارد - كه مىتواند يك كارى توى مردم انجام بدهد - و هر كارى دلشان مىخواهد بكنند و لهذا ، اين طور شد . البته علماى ما در طول تاريخ اين طور نبود كه منعزل از سياست باشند . مسئلهء مشروطيت يك مسئلهء سياسى بود و بزرگان علماى ما درش دخالت داشتند ، تأسيسش كردند . مسئلهء تحريم تنباكو يك مسئلهء سياسى بود و ميرزاى شيرازى - رَحِمَه اللَّه - اين معنا را انجام داد . در زمانهاى اخير
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: السيد الخميني
ص١١٧