تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
مقبول نيست ، قبول نمىشود ، الّا به اعتقاد به امامت ، اين معنايش اين حكومت نيست . خوب ، ما بسيارى از ائمه‌مان حكومت نداشتند . ما الآن معتقديم كه حضرت امير در يك برهه از زمان به حكومت رسيد ، حضرت امام حسن هم يك مدت بسيار بسيار كمى به حكومت رسيد ، باقى ائمه حكومت نداشتند . آنكه خداى تبارك و تعالى جعل كرد و دنبالش هم براى ائمهء هدى جعل شده است ، حكومت است ؛ لكن نگذاشتند كه اين حكومت ثمر پيدا بكند . بنا بر اين ، حكومت را خدا جعل كرده است براى حضرت امير - سلام اللَّه عليه - اين حكومت يعنى سياست ، يعنى عجين با سياست . از اعوجاجهايى كه پيدا شده است مع الأسف ، اين است كه ، يعنى اعوجاج زياد پيدا شده اما بزرگترينش اين است كه دستهايى از زمان سابق از زمان خلفاى اموى و خلفاى عباسى - عليهم لعنة اللَّه - از آن زمان دستهايى پيدا شده است كه بگويند كه دين على حده از مسائل است و سياست على حده از حكومت است . هر چه طرف پايين آمده است ، اين قوت گرفته است تا وقتى بازيگرهاى دنيا كه ديدند بايد دين را يك چيز تعبدى قرار داد . اين بازيگرها آمدند و اين طور كردند كه ماها هم باورمان آمده بود كه دين چكار دارد به سياست ، سياست مال امپراتورها . اين معنايش اين است كه تخطئه كنيم خدا را و رسول خدا را و امير المؤمنين را ، براى اينكه حكومت سياست است ، حكومت كه دعا خواندن نيست ، حكومت كه نماز نيست ، حكومت روزه نيست . حكومت ، حكومت عدل ، اسباب اين مىشود كه اينها اقامه بشود ، اما خود حكومت يك دستگاه سياسى است . آن كه مىگويد دين از سياست جداست ، تكذيب خدا را كرده است ، تكذيب رسول خدا را كرده است ، تكذيب ائمهء هدى را كرده است . و اينكه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر براى غدير ارج قائل شده‌اند - و ارج هم دارد - براى اين است كه با اقامهء ولايت يعنى با رسيدن حكومت به دست صاحب حق ، همهء اين مسائل حل مىشود ، همهء انحرافات از بين مىرود . اگر حكومت عدل به پا شود ، اگر گذاشته بودند كه حضرت امير - سلام اللَّه عليه - حكومتى را كه مىخواهد به پا كند ، تمام انحرافات از بين مىرفت و محيط يك محيط صحيح و سالم