تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦

انحراف از سيرهء پيامبر و ائمه ( ع ) در سير و سلوك

خيال كردند يك دستهء زيادى كه معناى عرفان عبارت از اين است كه انسان يك محلى پيدا بشود و يك ذكرى بگويد و يك سرى حركت بدهد و يك رقصى بكند و اينها ، اين معنى عرفان است ؟ ! مرتبهء اعلاى عرفان را امام على - سلام اللَّه عليه - داشته است و هيچ اين چيزها نبوده در كار . خيال مىكردند كه كسى كه عارف است بايد ديگر به كلى كناره گيرد از همه چيز و برود كنار بنشيند و يك قدرى ذكر بگويد و يك قدرى تغنى بشود و يك قدرى چه بكند و دكاندارى . امير المؤمنين در عين حالى كه اعرف خلق اللَّه بعد از رسول اللَّه در اين امت ، اعرف خلق اللَّه به حق تعالى بود مع ذلك ، نرفت كنار بنشيند و هيچ كارى به هيچى نداشته باشد ، هيچ وقت هم حلقهء ذكر نداشت ، مشغول بود به كارهايش ، ولى آن هم بود . يا خيال مىشود كه كسى كه اهل سلوك است ، اهل سلوك بايد به مردم ديگر كار نداشته باشد ، در شهر هر چه مىخواهد بگذرد ، من اهل سلوكم ، بروم يك گوشه‌اى بنشينم و وِرد بگويم و سلوك به قول خودش پيدا كند . اين سلوك در انبيا زيادتر از ديگران بوده است ، در اوليا زيادتر از ديگران بوده است ، لكن نرفتند تو خانه‌شان بنشينند و بگويند كه ما اهل سلوكيم و چكار داريم كه به ملت چه مىگذرد هر كه هر كارى مىخواهد بكند . اگر بنا باشد كه اهل سلوك بروند كنار بنشينند ، پس بايد انبيا هم همين كار را بكنند و نكردند . موسى بن عمران اهل سلوك بود ، ولى مع ذلك ، رفت سراغ فرعون و آن كارها را كرد ، ابراهيم هم همين طور ، رسول خدا هم كه همه مىدانيم . رسول خدايى كه سالهاى طولانى در سلوك بوده است ، وقتى كه فرصت پيدا كرد ، يك حكومت سياسى ايجاد كرد براى اينكه ، عدالت ايجاد بشود . تبع ايجاد عدالت فرصت پيدا مىشود براى اينكه هر كس هر چيزى دارد بياورد . وقتى كه آشفته است نمىتوانند ، در يك محيط آشفته نمىشود كه اهل عرفان ، عرفانشان را عرضه كنند ، اهل فلسفه ، فلسفه‌شان را ، اهل فقه ، فقه‌شان را ، لكن وقتى حكومت يك حكومت عدل الهى شد و عدالت را جارى كرد و نگذاشت كه فرصت طلبها به مقاصد خودشان برسند ، يك محيط آرام پيدا مىشود ، در اين محيط آرام همه چيز پيدا مىشود . بنا بر اين ، « ما نُودِى بِشِيء