همچون عمل جراحى دردناكى كه موجب سلامت مريض مىشود . آنان كه با ثناهاى خود ما را از جوار حق دور مىكنند دوستانى هستند كه با دوستى خود به ما دشمنى مىكنند و آنان كه پندارند با عيب گويى و فحاشى و شايعهسازى به ما دشمنى مىكنند دشمنانى هستند كه با عمل خود ما را اگر لايق باشيم اصلاح مىكنند و در صورت دشمنى به ما دوستى مىنمايند .
من و تو اگر اين حقيقت را باور كنيم و حيلههاى شيطانى و نفسانى بگذارند واقعيات را آن طور كه هستند ببينيم ، آن گاه از مدح مداحان و ثناى ثناجويان آن طور پريشان مىشويم كه امروز از عيبجويى دشمنان و شايعهسازى بدخواهان . و عيبجويى را آن گونه استقبال مىكنيم كه امروز از مداحىها و ياوه گويىهاى ثناخوانان . اگر از آنچه ذكر شد به قلبت برسد ، از ناملايمات و دروغپردازيها ناراحت نمىشوى و آرامش قلب پيدا مىكنى ، كه ناراحتىها اكثراً از خودخواهى است . خداوند همهء ما را از آن نجات مرحمت فرمايد .
3 - احتمال ديگر آن است كه خطاب به اصحاب ايمان از خواص اهل معرفت و شيفتگان مقام ربوبيّت و عاشقان جمال جميل باشد كه با چشم قلب و معرفت باطن همهء موجودات را جلوهء حق مىبينند و نورِ اللَّه را در همه مرائى مشاهده مىكنند و كريمهء
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » را به مشاهدهء معنوى و سير قلبى دريافتهاند - رَزَقَنا اللَّهُ وَ إيَّاكُم .
به اين احتمال ، امر به تقوا به اين طايفه از عشّاق و خواصّ ، فرقها با ديگران دارد و ممكن است تقوا از رؤيت كثرت باشد و شهود مرائى و رائى ، تقوا از توجه به غير باشد هر چند به صورت توجه به حق از خلق ، تقوا از
ما رَأَيْتُ شَيْئاً إِلَّا وَ رَأَيْتُ اللَّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَهُ . « 2 »
باشد كه خود مقام عادى خُلَّص اوليا است كه پاى « شىء » در كار است ، تقوا از مشاهدهء
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
باشد ، تقوا از مشاهدهء
هُوَ مَعَكُمْ
« 3 » و -
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ
هامش
( 1 ) - سورة نور ، آية 35 : « خدا نور آسمانها و زمين است »
( 2 ) - چيزى راى نديدم جز آنكه پيش از آن ، و با آن ، و پس از آن خدا راى ديدم . علم اليقين 1 : 49
( 3 ) - بخشى از آية 4 سورة حديد : « او ( خدا ) با شماست هر كجا باشيد » .