عارفى است كه به نام حضرت صادق - عليه السلام - به طور روايت نوشته است ، دلها را مهيّا مىكنند براى رسيدن به محبوب و از همه دلانگيزتر مناجات و ادعيهء ائمهء مسلمين است كه راهبرند به سوى مقصود نه راهنما ، و دست انسان حقجو را مىگيرند و به سوى او مىبرند ، افسوس و صد افسوس كه ما از آنها فرسنگها دور هستيم و مهجور .
دخترم ! سعى كن اگر اهلش نيستى و نشدى ، انكار مقامات عارفين و صالحين را نكنى و معاندت با آنان را از وظايف دينى نشمرى ، بسيارى از آنچه آنان گفتهاند در قرآن كريم به طور رمز و سربسته ، و در ادعيه و مناجاتِ اهل عصمت بازتر ، آمده است و چون ما جاهلان از آنها محروميم با آن به معارضه برخاستيم . گويند صدر المتألّهين ديد در جوار حضرت معصومه - سلام اللَّه عليها - شخصى او را لعن مىكند ، پرسيد : چرا صدر را لعن مىكنى ؟ جواب داد : او قائل به وحدت واجب الوجود است ، گفت : پس او را لعن كن ! اين امر اگر قصه هم باشد حكايت از يك واقعيت دارد . واقعيت دردناكى كه من خود قصههايى را ديده يا شنيدهام كه در زمان ما بوده است .
من نمىخواهم تطهير مدعيان را بكنم كه : « اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد » . « 1 » مىخواهم اصل معنى و معنويت را انكار نكنى ، همان معنويتى كه كتاب و سنّت نيز از آن ياد كردهاند و مخالفان آن يا آنها را ناديده گرفته و يا به توجيه عاميانه پرداختهاند . و من به تو توصيه مىكنم كه اول قدم ، بيرون آمدن از حجاب ضخيم انكار است كه مانع هر رشد و هر قدم مثبت است . اين قدمْ كمال نيست ، لكن راهگشاى به سوى كمال است چنانچه « يقظه » را كه در منازل سالكان اول منزل محسوب شده است « 2 » از منازل نتوان شمرد ،
هامش
( 1 ) -نقد صوفى نه همه صافىِ بىغش باشد * اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشدديوان حافظ : 280
( 2 ) - شرح منازل السائرين ، عبد الرزاق كاشانى : 34 .