تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
خود كن كه رحيل بسيار نزديك است و هر روز كه بگذرد و غافل باشى دير است . بازگو مكن كه تو خود چرا مهيّا نيستى انْظُرْ الى ما قالَ وَ لا الى مَنْ قال « 1 » من هر چه هستم براى خود هستم و همه نيز چنين . جهنم و بهشت هر كس نتيجهء اعمال او است ، هر چه كِشتيم درو مىكنيم . فطرت و خلقت انسان بر استقامت و نيكى است . حُبّ به خيرْ سرشت انسانى است ، ما خود اين سرشت را به انحراف مىكشانيم و ما خود حُجُب را مىگسترانيم و تارها را بر خود مىتنيم .
اين شيفتگان كه در صراطند همه * جويندهء چشمهء حياتند همه
حق مىطلبند و خود ندانند آن را * در آب به دنبال فُراتند همه
شب گذشته اسماء كتب عرفانى را پرسيدى ، دخترم ! « در رفع حُجُب كوش نه در جمع كُتب » ، « 2 » گيرم كتب عرفانى و فلسفى را از بازار به منزل و از محلى به محلى انتقال دادى يا آنكه نفس خود را انبار الفاظ و اصطلاحات كردى و در مجالس و محافل آنچه در چَنته داشتى عرضه كردى و حضار را فريفتهء معلومات خود كردى و با فريب شيطانى و نفس امارهء خبيثتر از شيطان محمولهء خود را سنگين‌تر كردى و با لُعبهء ابليس مجلس آرا شدى و خداى نخواسته غرور علم و عرفان به سراغت آمد كه خواهد آمد ، آيا با اين محموله‌هاى بسيار به حُجُب افزودى يا از حجب كاستى ؟ خداوند - عزّ و جلّ - براى بيدارى علما آيهء شريفهء
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ
« 3 » را آورده تا بدانند انباشتن علوم - گرچه علم شرايع و توحيد باشد - از حُجُب نمىكاهد ، بلكه افزايش دهد ، و از حُجُب صغار او را به حُجُب كبار مىكشاند . نمىگويم از علم و عرفان و فلسفه بگريز و با جهل عمر بگذران ، كه اين انحراف است ، مىگويم كوشش و مجاهده كن كه انگيزهْ الهى و براى دوست باشد
هامش
( 1 ) - به گفته بنگر نه به گوينده . غرر الحكم و درر الكلم 1 : 394 / 11 ( 2 ) - تمام اين شعر جامى اين چنين است :در رفع حجب كوش نه در جمع كتب * از جمع كتب نمىشود رفع حجب( 3 ) - سورهء جمعه ، آيهء 5 : « مَثَل كسانى كه تورات به آنها داده شده و بدان عمل نمىكنند مَثَل آن خر است كه كتابهايى را حمل مىكند » .