تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
دستگاههايى برمىگرداندند و چيزهايى ، سلاحها و - عرض مىكنم كه - مهمات از امريكا برمىگرداندند . در ازاى پول نفتى كه ما نفتش را داده بوديم ، براى خودشان پايگاه درست مىكردند . و خدا خواست كه اينها را آنها آوردند براى خودشان پايگاه درست كردند و به حمد اللَّه ، بر ضد خودشان شد . دانشگاه ما در آن وقت ، در دست يك دسته از اشخاصى [ بود ] كه در يك وقتى انگليسى و در اخير ، امريكايى محض بودند ؛ يعنى ، چشمشان طرف امريكا بود كه ببينند چه مىگويد تا اينها فرمان ببرند . يك دسته اقليتى هم كه از مردم شريف بودند در مجلس يا در دانشگاه ، اينها در اقليت بودند و نمىتوانستند صحبت كنند ؛ همراه كسى نداشتند . اينها بايد خون جگر بخورند و در حضور آنها ببينند كه اين جنايات دارد وارد مىشود . شما دست روى هر يك از اين ارگانهاى سابق بگذاريد ، [ همين طور بود . ] برويد سراغ مجلس ، مجلس چه فضاحتى در اين ايران به بار آورد ! مجلسى كه اسمش را مىگذاشتند « مجلس شوراى ملى ايران » با اين ملت ايران چه كرد اين مجلس ؟ ! شماها ديگر اين آخرها يادتان است كه اين قضيهء آخرى كه گذراندند براى اينكه ، كسانى كه امريكايى هستند ، از امريكا آمده‌اند ، ارتشى هستند ، بستگان امريكا هستند ، مأمون هستند و نبايد در اينجا محاكمه‌شان كرد . اين را مجلس درست كرد . البته يك بازى هم درآوردند كه دوتايشان هم مخالفت كرد ، دوتايشان چه و مطلب معلوم بود كه از اول بايد اين بشود و اين هم شد . مجلس ما آن بود كه ما را اسير امريكا كرد و شاه موشان مجلس ما هم ! « 1 » كشور ما هم آن بود كه كشور ما را آن طور اسير كرد . و خود ارتش هم ، چون فرهنگ ، فرهنگ خارجى بود و تربيت و ارتزاق از فرهنگ خارجى مىشد ، آنها بودند كه جز اينكه جيب‌هاى خودشان را پر بكنند ، كارى نمىكردند ، طورى نبود كه ما يك ارتش - فرض كنيد كه - چهار صد هزار نفرى كه داشتيم ، يك ارتشى باشد كه بتواند يك مقاومتى بكند . تربيت ، يك تربيتى بود كه نبايد مقاومت
هامش
( 1 ) - اشاره‌اى طنزآميز به داستان « موش و گربه » عبيد زاكانى ، و ادعاهاى تو خالى مسئولين قوا در رژيم شاه .