شما خودتان لمس كرديد اين را . همين جوانهايى كه الآن هستند ، نظير آنها در سابق هم بودند . سابق اين طور نبود كه ما جوان نداشته باشيم . به همين مقدار يك خرده كمتر البته - چون جمعيت زياد شده - جوان آن وقت بود و همين مقدار اشخاص بودند ، مردم بودند ، جمعيت همين طور بود ، اما چى بود ؟ خيابانش را وقتى مىگشتيم ، همه فساد . اين فرهنگ اجنبى است . در خيابانها ، كسى وارد مىشد ، مىديد سرتا ته خيابانها يا مشروب فروشى است يا بساط زدن و چه كردن است يا زنهاى لخت در بين مردم راه افتادن است .
بازارش را مىديدى ، همين بود ، همين بود ؛ همين مسائل بود . توى مدارسش مىرفتى ، توى مدارس دانشگاهى همين مسائل بود . در ديوارهاى دانشگاه ، بدگويى بود به اسلام و به قرآن كريم . حتى بعد از انقلاب ، آن وقتى كه دانشگاه در قبضهء منافقين و امثال منافقين بود ، در ديوار دانشگاه به اسلام جسارت مىكردند . وقتى كه ما دستمان را دراز كرديم كه هر چه امريكا مىدهد بخوريم و هر چه هم خط مىدهد عمل بكنيم و خودمان گوش و چشممان را ببنديم نبينيم ، وقتى اين طور مىشود ، آن حال مىشود كه ديديم و ديديد .
تفاوت مردم ما با مردم صدر اسلام
و اين خداست كه ما را از اين لجنزار و از اين چاه هلاكت بيرون آورد و به مقام انسانيت شماها را رساند ؛ مقامى كه براى خدا ، براى پيشبرد اهداف اسلام شما جنگ مىكنيد . نظير مجاهدين اين زمان ، نظير اين جوانهاى اين زمان ، از اول تاريخ تا حالا نبوده است . اگر آنها بودهاند ، اما كم بودند . زمان رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - تا مىآمد به زمان ائمه ما - عليهم السلام - آن زمان رشد اسلام بود . پيغمبر چقدر خون دل از اين مردم همان بلاد خودشان مىخورد ! امير المؤمنين چقدر شكايت كرده است ! قرآن چقدر شكايت كرده است ؛ شكايت از همان مسلمانها ! امير المؤمنين از همان مسلمانها و از همين كسانى كه در اطرافش بودند شكايت مىكردند ، منبر مىرفت آرزوى مرگ مىكرد ! امير المؤمنين وقتى هم كه شمشير را خورد از آن منافق ،
فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ « 1 »
فرمود ؛
هامش
( 1 ) - « به خداى كعبه سوگند كه رستگار شدم . »